چشم‌هامان را نبندیم

کلا ذهن و ذات آدمی بر مبنای قضاوت است. یعنی ذهن شما همواره در حال سنجیدن اتفاقات مختلف و پردازش و درنهایت نتیجه گیری از ورودی هایی که از راه ۵ حس دریافت کرده می‌باشد . برای همین بطور کل در درون ما قضاوت کردن به صورت کاملا غیر ارادی وجود دارد . دلیلش هم بسی واضح و مبرهن است که ذهن انسان همواره در حال پردازش ورودی های خویش است و خب قضاوت کردن هم یکی از همان پردازش هاست . برای مثال قضاوت آدمی همواره در مورد یک پلنگ گرسنه دردیدن است . شاید اگر قضاوت نبود ما هرگز جان سالم به در نمی بردیم و چه بسا نسلمان منقرض می‌شد.

اما چرا همواره افرادی که آشنایی با اخلاق دارند انسان را از قضاوت کردن و یا قضاوت زود هنگام بر هراس می دارند؟

این نیز دلیل کاملا واضح و مبرهنی دارد . همیشه ذهن آدمی دارای درصدی از خطاست . همین مساله باعث می‌شود که هنگام قضاوت هم درصدی خطا لای درز قضاوتمان برود و قضاوتمان عملا هیچ و پوچ بشود . برای همین است که همه تاکید داریم که هیچ وقت پیش داوری از اتفاقاتی که دورادور می‌افتند نداشته باشیم. در قضاوت های ما همیشه درصدی از خطا برحسب میزان منفی نگری‌ها و مثبت نگری‌های ما صورت می گیرد. ما صرفا یک سری مشاهداتی که شاید درست هم نباشند و صرفا دریافت و فهم ما از اتفاقات و ظواهری باشند که دیده‌ایم . وقتی که ما در حال پیش‌داوری هستیم عملا در حال ساختن یک انسانی هستیم که وجود خارجی ندارد . برای مثال هاتفی را می‌سازیم که وجود خارجی ندارد . صرفا اینکه مقداری مشاهدات از رویدادهای پیرامون هاتف را که مشاهدات خاص خودمان هم هست را کنار هم قرار داده و یک هاتف فرضی را ساختیم . هاتف فرضی حتی قاب دید ما می شود چون هر عمل هاتف را از همین قابی رد می کنیم که خودمان از هاتف ساخته ایم . و بعد بیشتر و بیشتر طبق یک پیش‌داوری که داشتیم رفتارمان را تنظیم می کنیم در صورتی که نه این قاب و نه این هاتف و نه چیزی که داریم رفتار می کنیم هیچ وجود خارجی ای ندارند و صرفا ساخته ذهن ماست . و چه بسا ما دیگر هرگز نمی فهمیم که هاتف این چیزی نیست که در ذهن ماست . شاید شخص دیگریست . و درست زمانی این بت می شکند که در خلاف جهت این دید حرکتی صورت بگیرد . یادمان میرود که هاتف این نیست . رفتار هاتف هم این چیزی نیست که می بینیم . این صرفا ترکیب یک رویدادیست از سمت هاتف که دز دریچخ قاب هاتف خیالی مان گذر و به قسمت پردازش ذهنمان رسیده و سپس قضاوت جدید روی همان هاتف خیالی اضافه شده است . اما وقتی که بر اساس دیده هایمان

  • دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۸

جا نداشتن یا داشتن

در زندگی‌ام همواره برایم مهم بوده که جایم کجاست . شاید همین مهم علت بزرگ ناراحتی ها و شاید خوشحالی های من باشه . بدین معنی که هر زمان در حال صحبت کردن با اشخاص و افراد هستم یا در حال مطالعه حساب های افراد یا وبلاگ‌ها هستم و یا در حال مکالمه و چت با دوستان و افراد هستم، ذهنم مشغول آنالیز کردن این مساله است که جای من و جایگاه من برای آن دوست یا فرد کجاست ؟

برای من مهم هست ، چون دوست ندارم وقت آدم ها رو تلف کنم در حالی که جایی در اتمسفرشون چه فکری و چه خارج فکری ندارم . همین مساله باعث می‌شه مقایسه های خودم رو شروع کنم و نسبت بگیرم که رفتار و خلقیات و یا مراودات یک فرد با یک شخص مشابه من به چه صورتیه و آیا اون مراودات با من یکی است یا تفاوت بسیار است؟ و بعد از کلنجار رفتن در نهایت متوجه میشم که جایگاهی برای اون آدم ندارم . هنگامی که تعداد این اتفاق به میزان قابل توجهی زیاد میشه به طبع اون آدم به درون لاک خودش فرار می‌کنه و عملا از مابقی فاصله بیشتری میگیره. چون با خودش فکر می کنه که وقتی جایگاهی نداره چرا اصلا باید حضور در جایی داشته باشد که جایش نیست ! شاید از سر رودربایستی یا گیر کردن کاری‌ست . اما در نهایت پاسخ این است که خب آن جایگاه مورد انتظاری که در ذهن ماست وجود خارجی ندارد .

نمی دونم این وسواس اصلا صحیح است یا نه . اما حداقل می تونم از این قسمت خیالم راحت باشه که وقتی جایی ندارم پس اون فرد مقابل دیگر نمی تونه چیزی که نیست رو نمایش بده . گاهی وقت ها فکر میشه که من گول خوردم . در صورتی که من چه جا داشته باشم و چه نه شخصیتم شاید روی بعد های دیگر تغییر کنه ولی در بعد محبت کردن و دوستی کردن تفاوتی ایجاد نمی کنه . بزرگترین فایده اش اینه که در دایره های روابط انسان ها پارازیت نخواهم بود و اونها درست وقتی که نیاز داشتن به سراغم میان و من هم از این جهت خیالم راحت خواهد بود که من حداقل مزاحم نیستم .

نظر شما چیست؟ شما اگر جایگاهی نداشته باشید هم مثل من سعی می کنید دوست خوبی باشید ولی زیاد مزاحم افراد نباشید یا سعی می کنید ارتباط یا مراوده یا دوستی رو تمام کنید؟ اصلا این وسواس در دسته وسواس های خوب دسته بندی میشه یا نه نباید وجود داشته باشه؟ خوشحال میشم نظرتون رو بدونم و باهم گپی بزنیم .

*من کجا باران کجا ..

  • يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۹۸

به: آقای محسن نامجو

جناب آقای محسن نامجوی گرامی .. چه کردین ؟ چه کردین؟؟

غم مادر رو با این بغض به جگرمان رساندی و جگرمون رو سوزوند .. چه کردین با اون اجرای طلوع من .. با این پسر توی غربت با اون بغض چه کردین؟؟ چه کار کردین؟؟

نگفتین .. شاید یه هاتفی توی غربت با شنیدن این آهنگ با اون بغض رو از درونش هیچی نمونه و اشکش تند تند بی وقفه ... بریزه روی کیبورد و اشک بعدی فرصت نده اشک قبلی به زمین برسه ... که با شنیدن این بغض ... بغض سالش بترکه و نفسش برگرده؟ و حتی دستش برای پاک کردن اشک هاش بالا نیاد .. و گلو درد بگیره از بغضی که اشک شده و اونقدر بزرگه که اشک تغییری بهش نداده ... آقای نامجو چه کردین؟ چه تحریر های بغضناکی که نفس آدم رو ببره .. یادش بیفته که زندگی همش درده .. همش دوریه .. همش طرد شدنه .. همش از دست دادنه .. دستاش بلرزه .. و قفل کنه ... لب هاش بلرزه و زل بزنه به ویدیو و مست شه .. بکنه .. روحش بکنه و از بدنش بره بیرون ... گم بشه توی این بغضی که توی صدا بود .. گم بشه توی ملودی .. توی شعر .. که دوست داره بره توی ویدیو و بغلتون کنه و باهم دردهاتون رو زار بزنین ..

یه جوان عاشق ساکن کوی غربت .. با اجرای طلوع شما .. غروب کرد و طلوع کرد .. چه کردین با دل عاشق ما؟

آقای نامجو با قلب عاشق منی که توی غربت چهار دیواری غم دورم رو احاطه کرده چه کردین .. آقای نامجو چه کردین که دیگه من هاتف نیستم .. دیگه من هیچی نیستم .. چقدر تموم شدم توی این زیبایی .. توی این عشق .. توی این تک به تک تحریرها .. داغ دلم تازه شد ... از این زمزمه های خوندن ... 

آقای نامجو با بغض صدا زار زدم و زدم و زدم ..

بهتون تسلیت میگم .. امیدوارم .. یه روز غم تموم شه .. یه روز ما هم در این لعنتی به اسم کالبد نباشیم ..

باعثش رو لعنت ... باعث هررر غمی رو لعنت ...

  • دوشنبه ۹ ارديبهشت ۹۸

کمک : کمک به یک برنامه صوتی

مدتی بود که توی ذهن خودم کلنجار می رفتم که می تونم این کار رو کنم یا نه . سخن کوتاه می کنم و توکل به خدا جلو میریم . من قصد دارم یک یک برنامه صوتی گفتگو محور با تمی شبیه به صندلی داغ اما نه صندلی داغ با امکانات و کیفیت کاملا متفاوت و نه شبیه گفتگوی قبلی بسازم . این برنامه صوتی قراره با یک سبک کاملا خاص و نه شبیه به هیچ برنامه صوتی و رادیویی دیگری ساخته و منتشر بشه و تنها و تنها مختص فعالین فضای مجازی و وبلاگ نویسها و بیشتر توجه ام معطوف به دوستان عزیزم در دنیای وبلاگ‌هاست . قطعا ساختن این برنامه هنگامی که قصد داشته باشم یک برنامه حداقل کم نقص بسازم نیازمند کمک خواهد بود و هرگز تنهایی توانایی انجام چنین کاری رو ندارم . 

لذا از شما عزیزان جان طلب کمک می کنم . اگر دوست دارید و آمادگی شرکت در این مصاحبه رو دارید تنها کافیست به من اعلام کنید تا هماهنگی های لازم نسبت به حضور شما در برنامه فراهم بشود . از آنجایی که نمی دانم از کجا شروع کنم و دوست ندارم مزاحمتی هم من باب ارسال دعوت نامه برای وبلاگ نویسان عزیز ایجاد کنم به صورت ابتدا از شما خواهش می کنم در صورتی که علاقه مند هستید در این برنامه صوتی گفتگو محور شرکت کنید به آدرس ایمیل من یا در قسمت نظرات اعلام بفرمایید تا هماهنگی های لازم انجام بشه. اگر وبلاگ نویسی رو خیلی دوست دارین و دوست دارین در این برنامه شرکت کنه و گفتگویی بین من با وبلاگ نویس مورد علاقه تون هم انجام بگیره تا شما بتونین اون رو بشنوین تنها کافیه اسم اون وبلاگ نویس مورد نظر رو برای من بفرستین تا در قالب یک دعوت نامه رسمی که هم نام من و هم نام شما عزیزان در دعوتنامه وجود داره از میهمان عزیز دعوت کنم که به برنامه ما تشریف بیاره و گفتگویی با هم داشته باشیم . از طرفی خوشحال میشم این پست رو در وبلاگتون قرار بدید یا در موردش توی وبلاگ هاتون صحبت کنین تا اگر کسی هم من رو مطالعه نمی کرد از طریق وبلاگ های شما عزیزان بتونه اینجا بیاد . خیلی ازتون سپاسگزارم که بهم کمک می کنید . اگر نظر خاصی دارین یا فکر می کنین می تونین کاری برای این برنامه صوتی انجام بدین خوشحال میشم که در ایمیل یا نظرات بهم اعلام کنید. امیدوارم که بتونم این ایده رو با کمک میهمانان عزیز با موفقیت به پایان برسونم و در دنیای وبلاگ نویسی اثری از صداها و افکار وبلاگ نویسان عزیز به یادگار بگذارم . منتظر پاسخ هاتون هستم .

برای شرکت در مصاحبه به عنوان میهمان حداقل باید گوشی تلفن همراه اندرویدی داشته باشید چون مکالمه با دو اپلیکیشن دیسکورد و نهایتا هنگ اوتز که در تمامی گوشی های اندرویدی هست انجام خواهد شد . اطلاعات بیشتر بعد از به حد نصاب رسیدن میهمانان و مابقی هماهنگی ها اعلام خواهد شد. ممنونم پیشاپیش که حمایتم می کنید .

لطفا کانال تلگرام و اینستاگرامم رو برای اطلاعات بیشتر و دریافت نظرهای سازنده و قشنگتون دنبال کنین. اطلاعات رو در کانال بروزرسانی می کنم. ممنونم که همراهمید

  • پنجشنبه ۵ ارديبهشت ۹۸

کارهایی که قبل و بعد از راه اندازی وبلاگ باید انجام بدیم

وبلاگ نویسی در عین حال که می تونه یک تفریح باشه٬ می تونه یک رسانه هم باشه . از زمانی که وبلاگ ها پا به عرصه حضور گذاشتند تا به امروز مصارف زیادی رو در دنیای وب داشتند . یکی از بزرگترین هدف هایی که وجود وبلاگ ها رو از هر چیزی لازم می کرد بحث اعلام نظر و اطلاع رسانی بود . یعنی وبلاگها در سال های متعدد نقش رسانه های قدرتمندی را ایفا کردند . گرچه امروز این جایگاه به شبکه های اجتماعی چون اینستاگرام و تلگرام داده شده اما وبلاگ ها هنوز به عنوان یک رسانه و یک مکان اطلاع رسانی شناخته می شوند و به قوت خودشون باقی هستند . از بسیاری از افراد مشهور که هنوز وبلاگ سایتشان را بروز نگه می دارند تا بسیاری از نویسندگان که هرکدامشان به نوعی وبلاگ خودشان را دارند و می نویسند.

جدای از همه این مسایل ما واقعا باید بدانیم کارهایی که قبل از راه اندازی یک وبلاگ باید انجام بدیم چه کارهایی هستند؟ اینکه آیا باید این کارها را انجام بدهیم یا نه کاملا بستگی به نوع دیدگاه ما از وبلاگ نوشتن دارد اما اگر قصد داشته باشیم که یک وبلاگ رسانه طور بسازیم و به صورت حرفه ای وبلاگ بنویسیم بهتره که بدونیم قبل از راه اندازی وبلاگمون چه کارهایی رو باید انجام بدیم . دونستن اینها خیلی بهمون کمک می کنه که بتونیم یک وبلاگ بهتری بسازیم و شاید حذفش نکنیم .

برای هر وبلاگ حرفه ای و رسانه طور بهتره که آدم یک لیست درست کنه و سپس با زدن تیک هاشون و انجام دادنش در نهایت یک وبلاگ با ایده ای قوی رو راه اندازی کنه و داخلش مشغول نوشتن بشه . خود من برای ساختن این وبلاگ تعدادی از این موارد رو رعایت کردم و از آنجایی که وبلاگ من یک وبلاگ شخصی محسوب میشه و قصد نداشتم رسانه باشه از تعدادی از این ها چشم پوشی کردم . امیدوارم خواندن این مطلب چیزی بهتون اضافه کنه . موردی بود خوشحال میشم بهم بگین و نظراتتون رو می شنوم .

  • يكشنبه ۱ ارديبهشت ۹۸
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan