هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

خشونت

مامور شهرداری رشت داره پیرزن بدبخت رو کتک می زنه و پیرزن داد میزنه و کلی کلنگ واستادن دارن فیلم می گیرن :|

اینم یک مصداق خشونت فرو خورده ملت ایران است . هر چقدر هم توی فضای مجازی خشتک پاره کنیم ته ته اش تو مخمصه کلنگ فیلمبرداری بیش نیستیم!

تا یه دعوا میشه سریع همونجا دکوپاژ می کنیم و میزان سن میدیم و فیلم برداری شروع میشه و کارگردانی!

یه نفر نمی ره جلو . البته اون مامور مقصر نیست . مقصر همه ما هستیم! بعد به جای حل بنیادین مساله صورت مساله رو پاک می کنین! کارگر اخراج باید بشه! بهترین ثمره اش بیکار شدن یه بدبخت زن و بچه داره ! به جای مبارزه با خشونت با عاملش می حنگیم و سریع عکس العمل های جوشی می دیم و بعدش می خوابه!

پاییز

گاهی در خیابان های این شهر قدم می زنم و این برگ های زرد و نارنجی و قرمز را روی پیاده رو می بینم و باز یک پاییز دیگر .یعنی یک پاییز دیگر به عمرم اضافه شده . یادم می آید که پاییز پارسال قدم هایم در جای دیگری و با حالت دیگری می گذاشتم و حتی در افکارم هم وجود نداشت که روزی بشود که امروز در این پاییز قدم بگذارم . یک پاییز دیگر هم آمد که نبودنت را به رخ من بکشد . نبودنت را . جای خالی رد پایت در کنار قدم های من در ذهن ناقصم دیده می شود و نیستی .. و تو اینجا نیستی که در کنار تو این پاییز را تاب بیاورم .هوای همیشه سرد و ابری اینجا رشته های ادبیات و زبان مغزم را پاره می کند و می ریزد در شیمی چشمانم و اشک می شود . هوای همیشه سرد و ابری .حافظه ام یاری کند .. ابر درد دارد . خیلی درد دارد . آری ابری که هر روز به من نشان می دهد که دنیا ... جای غم نیز است ...

به امید روز های بهتر ... قدم در این پاییز می گذارم



راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan