خشونت

مامور شهرداری رشت داره پیرزن بدبخت رو کتک می زنه و پیرزن داد میزنه و کلی کلنگ واستادن دارن فیلم می گیرن :|

اینم یک مصداق خشونت فرو خورده ملت ایران است . هر چقدر هم توی فضای مجازی خشتک پاره کنیم ته ته اش تو مخمصه کلنگ فیلمبرداری بیش نیستیم!

تا یه دعوا میشه سریع همونجا دکوپاژ می کنیم و میزان سن میدیم و فیلم برداری شروع میشه و کارگردانی!

یه نفر نمی ره جلو . البته اون مامور مقصر نیست . مقصر همه ما هستیم! بعد به جای حل بنیادین مساله صورت مساله رو پاک می کنین! کارگر اخراج باید بشه! بهترین ثمره اش بیکار شدن یه بدبخت زن و بچه داره ! به جای مبارزه با خشونت با عاملش می حنگیم و سریع عکس العمل های جوشی می دیم و بعدش می خوابه!

  • شنبه ۲۴ مهر ۹۵

پاییز

گاهی در خیابان های این شهر قدم می زنم و این برگ های زرد و نارنجی و قرمز را روی پیاده رو می بینم و باز یک پاییز دیگر .یعنی یک پاییز دیگر به عمرم اضافه شده . یادم می آید که پاییز پارسال قدم هایم در جای دیگری و با حالت دیگری می گذاشتم و حتی در افکارم هم وجود نداشت که روزی بشود که امروز در این پاییز قدم بگذارم . یک پاییز دیگر هم آمد که نبودنت را به رخ من بکشد . نبودنت را . جای خالی رد پایت در کنار قدم های من در ذهن ناقصم دیده می شود و نیستی .. و تو اینجا نیستی که در کنار تو این پاییز را تاب بیاورم .هوای همیشه سرد و ابری اینجا رشته های ادبیات و زبان مغزم را پاره می کند و می ریزد در شیمی چشمانم و اشک می شود . هوای همیشه سرد و ابری .حافظه ام یاری کند .. ابر درد دارد . خیلی درد دارد . آری ابری که هر روز به من نشان می دهد که دنیا ... جای غم نیز است ...

به امید روز های بهتر ... قدم در این پاییز می گذارم

  • شنبه ۲۴ مهر ۹۵
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan