هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

زبان انگلیسی

وقتی به فرودگاه شهر مقصد رسیدم .. کیفم را که پر دستگاه های الکترونیکی بود به کولم سوار کردم و رفتم در صف کنترل روادید .. حدودا 200 نفر در صف بودند که آمدند یک کشور پیشرفته .. اما دریغ از یک کلمه این انگلیسی لعنتی .. و همین باعث شد ما شش ساعت وزن سنگین این کیف را تحمل و از کمر درد عزراییل را در پشت سرمان احساس کنیم .. برای این ها انقدر سخت بود که روی تابلو نوشته بود ... (پاسپورت های کلیه کشور ها) و (پاسپورت این کشور) و این خیلی ناجور بود .. و جالبه یک زن چینی قد کوتاه مثل بلبل انگلیسی حرف می زد و مانند گله گوسفند این ها رو میفرستاد سمت all passports .. ایرانی ها هم خیلی جایزه بگیر .. تا دیدند صف نیتیو ها خلوته چپیدن اونجا .. و مامور حسابی حالشان را گرفت که پاسپورت شما وقتی برای این کشور نیست لطفا به آن صف بروید .. و اینها می آمدند در صف جدیده .. و همین مساله باعث شد کلی تو صف بایستم .. بعد شش ساعت طول کشید تازه برسم به کمی نزدیکی افسر که کارتم رو چک و بذاره رد بشم .. دیدم .. شش ساعت با این ایرانی ها حرف می زنه ... ادا در می آورد و شش دست و پا می پرد که سوال بپرسد و ایرانی جواب بدهد .. و هی این ایرانی ها بر می گشتن می گفتن کسی نیست زبون اینها رو بفهمه!! خب خواهر من .. مادر من .. برادر من چرا انگلیسی بلد نیستی؟  چرا پاکستانی ها همه انگلیسی بلد بودن و تند تند رد می شدن و شما شش ساعت گیر می کردید .. بلد نیستی چرا اصلا اومدی؟ ایران من البته بیشتر این نیست. خیلی هاشون به بقیه ایراد می گرفتن ولی خودشون که نوبتشون می شد میرفتن ادا در میاوردن . انگار نه انگار ۱۰ دقیقه پیش داشت نفر جلویی رو تحقیر می کرد که زبان بلد نیستی چرا اومدی ! :| ورنه این حرف که زبان بلد نیستی نیا خیلی ابلهانه است!

اول خواستم برم ترجمه رو شروع کنم .. دیدم بعد منم سیصد نفر واستادن کلا میشم مترجم نمی رسم .. خلاصه سکوت و عصبانیت .. و خون خونم را می خورد تا رسیدم.. سر دو دقیقه کارم حل شد و رد شدم ..

هدف از گفتن این قسمت از تجربه سفرم این بود .. چرا انگلیسی بلد نیستیم .... واقعا چرا انگلیسی در حد اینکه گلیممان را بکشیم بیرون بلد نیستیم .. چرا از پنجم ابتدایی تا آخر پیش دانشگاهی انگلیسی می خوانیم که خودش هشت سال است ولی نمی توانیم حتی یک کلمه بفهمیم که باید حداقل صفمان را صحیح واستیم ...

سیستم غلطه و منم می دونم غلطه . ولی تورو خدا اگر سفرهای خارج دارین در خیلی بیسیک بلد باشید . یا حداقل اگر بلد نیستین بقیه رو مسخره نکنین!

رفتن

همیشه رفتن از جایی که به آن تعلق و علاقت داری .. سخت است .. نه اینکه سخت باشد .. بلکه طاقت فرساست .. نه برای خودت بلکه برای دلت ... و همیشه دلت برای خاک ات تنگ می شود .. چون می دانی وطن تو با ارزش ترین دارایی است که خدا به تو داده ... نمی توانی ادای وطن فروش ها را در بیاوری .. چون عاشق ایران ات هستی .. ایرانی که در آن بزرگ شده ای .. شاید اقتداری نداشته باشد .. شاید بدترین کشور دنیا باشد .. اما وطن است و وطن ... نیمی از وجود .. دوست ندارم با رفتنم چیزی را نشان بدهم که نیستم و بگویم از وطنم متنفرم و دارم فرار می کنم .. مانند خیلی ها که فکر می کنند روشن فکر هستند .. کشورم .. قول می دهم پیشرفت کنم و برگردم تا بسازمت ... قول می دم زبان شیرینت را هرگز از یاد نبرده و در راستای انتقال آن به افراد دیگر همواره بکوشم .. وطنم قول می دهم که هرگز تو را فراموش نکرده و منکرت نشوم .. همیشه رفتن سخت بوده و است .. مخصوصا این رفتن مانند یک قهوه تلخ هست .. رفتن از کشوری که شاید چندین سال خاطره تو را ساخته است .. بلیط آمد و روز شمار ترک کردن تو شروع شده .. نه روز شمار بلکه ساعت شمار ... به امید فرداهای بهتر میروم ...  من همواره احساساتم را بروز می دهم ... دل آشوبم و نگران .. بهتر از این لف و نشرم توان ندارد ...

+ تاریخ حرکت چهارشنبه 08:15 صبح

+ سعی می کنم آنجا وبلاگ نویسی را بهتر از همیشه ادامه بدهم .. شاید تغییراتی در پست ها مشاهده نمودید

+ببخشید دیر پست گذاشتم ، منبعد می خواهم پستی بذارم که قابل گذاشتن باشد

+دست بر قلم برده ام .... و زیبا تر خواهم نوشت ..

+انتقاد به برنامه دست پخت: نمی دانم جریان این آرای مردمی چیست؟ وقتی مردم غذا را نچشیده اند باید دقیقا به چه رای بدهند؟ به خوشگلی آشپز یا خوش تیپی یا خوش صدایی؟؟ مگر موضوع مسابقه آشپزی نیست؟ پس چطور مردم رای می دهند و انتخاب می کنند تا از حذف جلوگیری بشود در حالی که دست پخت را نچشیده اند .. مسابقه از بیخ ایراد دارد . :)

پی نوشت : کامنت های خیلی بدی گرفتم . اگر خیلی اذیت میشین خب خونین . خیلی طبیعیه!

INSIDE OUT

 

 

درون ذهن ما چه می گذرد . و چه طور مدیریت میشود .. شاید بخواهیم بنشینیم و علمی اش را بخوانیم خیلی کسل کننده خواهد شد . اما باز شرکت دیزنی و پیکسار که انیمیشن فوق العاده ای به نام آپ رو ساخته بودند حال با یک اثر فاخر در زمینه انیمیشن ظاهر شده و این اثر زیبا را مانند اثرهایی چون داستان اسباب بازی ها و آپ و شگفت انگیزان که در کارنامه درخشانشان هست را ساختند . ایده پردازی فوق العاده بوده و بهترین نوع ایده را در زمین توضیح اینکه واقعا درون ذهن ما چه می گذرد را به نمایش گذاشته. و به نظر من انیمیشنی هست که نظر منتقدین را نیز به خود جلب کرده و واقعا از نظر من دیدن سه باره اش هم ارزش دارد چه برسد به تنها یک بار .. من به حدی لذت بردم که دوبار پشت سر هم پخش کردم و نگاه کردم . من این اثر فوق العاده رو به شما عزیزان و خوانندگان وبلاگم پیشنهاد می کنم و دعوت می کنم این اثر فوق العاده را ببینید . واقعا انیمیشن فوق العاده جالبی بود که دیدم و نمی دانستم چنین ایده پردازی می توان کرد و چنین سناریویی را نوشت .. می توانید با سرچ در اینترنت این اثر را دانلود کرده و  ببینید.

+ می دانم دانلود این اثر ناقض قانون کپی رایت است اما وقتی به هیچ دلیلی نمی توان از سازندگان اثر حمایت کرد و فیلم آن را اورجینال خریداری کرد باید آن را دانلود کنیم. اگر قصد دیدن با زیرنویس را دارید دانلود کنید. اگر خیر دوبله برایتان بهتر است می توانید آن را خریداری کنید.

+ خدا نکنه بعضی ها پر و بال داشته باشن .. چه قدر گوشت تلخید شما اه! اعتماد به نفس رو(همون پروبال داشته های مغرور رو عرض کردم )!

میدان بحث یا میدان جنگ

تا به حال شده که در جمعی بنشینید و بحث کنید؟ حتما شده است . ما کداممان بحث کردن را بلد هستیم؟ شاید به قطع بگویم که هیچ کدام .. بحث باعث نشر علم و نظریات می شود و می تواند حتی باعث کشفیات هم بشود. و در لا به لای بحث و صحبت ها کنار هم یک چیزی از میان بیرون بیاید . اما متاسفانه این روز ها کسی بحث بلد نیست. اولا دو طرف به جای اینکه از مواضع خود پایین بیایند هر کسی در بالای تخت مواضع خود نشته است و به پایین نگاه می کند . و ثانیا حرکت بیشتر به خط مقدم جنگ شباهت دارد تا محل بحث و گفتگو . و هنگامی که گفتگو به حالت خط مقدم در بیاید کسی چیزی یاد نمی گیرد چون فقط می خواهد طرف مقابل خودش را بکوبد . ما بحث می کنیم تا چیزی یاد بگیریم . مواضع من بالا و مواضع فرد مقابل پایین است در ترازو .. ما با بحث نظرات طرف را مورد تحلیل قرار می دهیم و آرام آرام با مباحثه این ترازو به حالت مساوی خواهد رسید . و شاید نظریاتی بیرون آمد که هم شامل مواضع من و هم شامل مواضع فرد مقابل بود . اما متاسفانه کسی با ما بحث می کند و مخالف نظر ماست یا فحشش می دهیم و یا تحقیرش می کنیم و یا صد دلیل علمی می آوریم که فرد مقابل را بکوبیم . که اشتباه می کند . و به تازگی که بحث ها به درون شبکه های اجتماعی هم کشیده شده و نمی شود حتی حرفی زد .

تا بخواهی انتقادی کنی صد نفر برچسب بی سوادی و بیشعوری به تو خواهند زد . کسی نمی آید بگوید نظر تو چیست و درست می گویید و اینجاش مشکل دارد .. بحث های ما بیشتر شبیه شده به خط مقدم .. ما چرا در بحث ها به نتیجه ای نمی رسیم .. چون حرف را گوش نمی کنیم تا تحلیل کنیم و بفهمیم.. حرف را گوش می کنیم تا جواب مناسبش را پیدا کنیم . و متاسفانه بحث و مباحثه جایگاه خود را از دست داده . سود پرخاشگری می کنیم . دوست داشتم یادداشت امروز رو به این مساله بپردازم . باید تمرین کنیم برای بحث .. برای شکستن غرور .. برای شکست خود ... کاش تمرین کنیم ... کاش مباحثه یاد بگیریم ..

نظر شما چیست ؟

رو راست!

امروز قصد معرفی یک موسیقی بسیار فوق العاده را دارم . این موسیقی از نظر من واقعا زیبا و فوق العاده است، زمان بندی و ملودی و شعر زیبا من را بر آن داشت که این موسیقی را به شما معرفی کنم . نام این موسیقی بسیار زیبا 4REAL اثر Avril Lavigne می باشد . امیدوارم از این موسیقی لذت ببرید. عزیزانی که دوست دارند ترجمه این موسیقی را نیز بشنوند می توانند به ادامه مطلب بروند . توجه داشته باشید فرمت موسیقی فرمت آی تیونز می باشد (m4a) اما با برنامه Media player ویندوز باز می شود. این رو به عزیزان ویندوزی عرض کردم :)

بعدا نوشت: فایل mp3 جایگزین شد

دریافت موسیقی با کیفیت بسیار بالا



راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan