یه روز و یک صبحانه

از مدرسه نامه آمد و ما رفتیم سمت مدرسه ... کلاس خیلی خوب بود و قرار شد از روز دوشنبه یعنی آغاز هفته آینده به کلاس بروم و شروع کنم آموزش زبان را و نکته ای که من خیلی شانس آوردم این است که تدریس به زبان انگلیسی صورت می گیرد ... هوا هم سرد سرد هست .. پست جدیدی به ذهنم نمی آمد ولی خیلی دوست داشتم پست جدید بذارم .. تصمیم شد این پست را ویرایش کنم ... این هم یک صبحانه خوشمزه و مفید و خیلی شاهانه که درست کردم ... انشاالله با مدرسه رفتن سوژه های بهتری را انتخاب می کنم .. ضمنا به بخش معرفی کتاب مراجعه بفرمایید بد نیست .. بزودی یک کتاب دیگر نیز معرفی می کنم در حال خواندن و تمام کردنش هستم .. هوای اروپا هنوز سرد و روی زمین یخ است ..

به امید فرداهای بهتر

  • دوشنبه ۱۷ اسفند ۹۴

مکعب

 

 

خب دوستان اگه بخواهم خیلی براتون کلاس بذارم می رسیم به باکس آفیس آخر ماه .. و معرفی فیلم .. هاهاها ... خب فیلمی که قولش رو داده بودم و واقعا عالیه این هست .. نام فیلم مکعب و ساخته ناتالی است که فیلمی بسیار جالب و نیز خشن است . در اینجا شما درون مکعب های گیر می افتیدو باید قواعدی رو بلد باشید تا بتوانید جان سالم به در ببرید .. یا باید همکاری کنید و ریاضی بلد باشید و یا به بد ترین نحو ممکن بمیرید .. این فیلم رو امروز به شما عزیزان پیشنهاد می کنم تا ببینید و همراه این تیم شوید .. توضیحات بیشتر باعث می شود که فیلم لو برود و از جذابیتش کاسته شود .. مکعب از نظر راز آلود بودنش خیلی سطح پایین است و در اصل معمایی بیننده را درگیر خودش نمی کند . ولی درگیری شدیدی با بیننده برقرار می کند به طوری که در صحنه ای از فیلم شاید کمی آدرنالین خونتان را کثیف کند .ولی در کل فیلم جالبی هست و به پیشنهاد دادنش می ارزد .. در اصل امروز دو پیشنهاد دارم . اولی دیدن این فیلم است . و دومی بحث و گفتگو راجع بهش در همین پست . با هم بنشینیم و نظر بدهیم راجع به فیلم . امیدوارم شما هم بپسندید این کار رو و به دوستانتان هم این فیلم رو پیشنهاد بدید تا برای اشتراک ایده ها و نظر ها به اینجا بیایند و با هم گپی داشته باشیم در رابطه با این فیلم ... و پیشنهاد سومی هم احساس می کنم در پاکت مانده . و آن هم این است که بعد از دید این فیلم .. فیلم ابرمکعب را ببینید .. کمی در اینترنت سرچ کنید می توانید پیدا کنید . پس مکعب (cube) و (hypercube) یا همان مکعب2 یا (cube2) رو سرچ کنید و دانلود و ببینید . به نظر من ارزشش رو داره که کمی از ترافیکتان را خرج کنید .. دوستانی که امکان دریافت ندارند اعلام بفرمایند در سرور شخصی آپلود کنم و لینک بدون فیل - تر بهشون بدم. صمنا سعی می کنم که فیلم را روز چهارشنبه پیشنهاد بدهم که در طول هفته نیفتد .... منتظر نظرات زیبای شما هم هستم ..

دوست ندارم الان از فیلم تحلیلی ارایه بدم ولی دوست دارم بعد از دیدن شما متن رو یک کم طولانی کنم .. و با شما عزیزان بحث کنم .پس فیلم را معرفی کنید و با هم به بحث بشینیم ..

لینک IMDb

لینک ویکی پدیا

لینک ویکی پدیا فارسی

سپاس

  • جمعه ۱۶ بهمن ۹۴

بین ستاره ای

بین ستاره ای
 
معمولا وقت های تفریح رو فیلم می بینم .. و این فیلم یکی از فیلم هایی بود که می توانم به شما عزیزان هم معرفی کنم . واقعا فیلم زیبا و جالبی بود . و به نظر من نمیشه ازش تعریفی کرد .. قالب وبلاگ تعویض شده و از عزیزانی که به من لطف داشتند تشکر می کنم . بخش هایی به سایت اضافه شده مانند معرفی فیلم که با این فیلم استارتش رو آغاز می کنیم و بزودی در منو قرار خواهد گرفت. دوست داشتید می توانید پیش نمایشی از این فیلم ببینید
 
ویدیو از روی وب حذف شده است
بین ستاره ای
ویکی پدیا فارسی
IMDb به زبان انگلیسی
  • دوشنبه ۵ بهمن ۹۴

خدانگهدار پروفسور

"ALWAYS"

"همیشه"

خداحافظ بازیگر مردی که توی داستان عاشقش بودم ..

خوب توانستی سوروس را به ما نشان بدهی ...

به طوری که ما تو را .. همیشه اسنیپ شناخته ایم ...

خداحافظ ... راحت بخواب .. خداحافظ اسطوره داستان ..

خداحافظ ... پروفسور اسنیپ

قسمتی از فیلم برای دوست داران و هواداران

___________________________

منبع خبر برای بی امکانات ها

منبع خبر برای با امکانات ها ( لینک بی بی سی می باشد و مسدود است )

جهت اطلاعات بیشتر ( IMDB )

جهت اطلاعات بیشتر ( WIKIPEDIA )

جهت اطلاعات بیشتر ( ویکی پدیا }

  • پنجشنبه ۲۴ دی ۹۴

جدا شده است آغوش

تا از تو جدا شده ست آغوش مــرا

از گریه کسی ندیده خاموش مرا

در جان و دل و دید فراموش نه ای

از بهر خـدا مکن فراموش مرا

مولانا

  • دوشنبه ۱۴ دی ۹۴

برای فکر کردن ..

چند روز پیش سال نو میلادی شروع شد و اکثر کشور های دنیا در حال جشن بودند . یکی از مراسماتی که در سال نو انجام می شود این است که وقتی از ساعت 12 شب به بعد سال جدید میلادی شروع شد مردم یک سری راکت و موشک هایی رو روشن و به آسمان پرتاب می کنند و به نوعی مراسم آتشبازی کوچکی رو می گیرند .. که اکثرا صدای خیلی کم داشته و بیشتر نور بوده و خطر بسیار پایینی دارد .. اما اکثر فروشگاه ها این را نمی فروشند.. علتش هم حیوانات هستند .. و اکثر خانه ها هم به تازگی این رسم را دارند حذف می کنند .. چون این ها با اینکه صدای زیادی ندارد اما حیوانات این صدای انفجار را ده برابر می شنوند و از این صدا می ترسند .. و تحت فشار روحی قرار می گیرند.از آنجا که این ها به حیوانات بسیار ارزش قایل هستند چون حیوان ها در مقابل انسان بی دفاع هستند و قدرتی ندارد و حتی زبان دفاع هم ندارند لذا بسیار برای این ها ارزشمند هستند به طوری که چندین سازمان و موسسه حمایتی مخصوص خود دارند . که به مردم آگاهی می دهد این صداها برای حیوانات بسیار بد و آزار دهنده است که اکثر فروشگاه ها به خاطر این امر چنین راکت های کوچک را نمی فروشند. به شخصه دیدم این دو گربه هنگام آتش بازی در کمد قایم شده و سر در گریبان فرو برده و می ترسیدند .. و می دیدم در خیابان که حیوانات دیگری به این سو و آن سو فرار می کردند .. چون نمی دانند و متوجه نیستند ترس شدیدی را تجربه می کنند ..

حال می خواهم چیزی بگویم .. چهارشنبه سوری خودمان چه .. که صداهای حتی بلند تر از بمب اتم درست می کنیم .. پس تکلیف حیوانات داخل شهر چه می شود . با خود فکر کردم که گربه های تهران روز چهارشنبه سوری وقتی آن صدا ها را ده برابر بلند تر بشنوند چه حالی بهشان دست می دهد .. چرا هیچ انجمن حمایتی از این حیوانات مواظبت نمی کند .. این راکت ها که صدای زیادی هم ندارند خیلی از مردم استفاده نمی کنند چون حیوانات دچار ترس شدید می شوند .. اما حساب کنید شخصی که پنج کیلو نارنجک دست ساز را منفجر می کند با آن صدای مهیب ... چه بر سر حیوانات می آید ؟

حیواناتی که حتی زبان دفاع کردن از خودشان را هم ندارند ... حتی کوچکترین قدرتی هم ندارند ... کاش کمی فکر کنیم .. کمی فکر کنیم که این فرهنگ مسخره چینی تا کی قرار است به جای مراسم باستانی چهارشنبه سوری ما که قدمتی زیاد دارد بگیرد ..

سال نو عزیزانی که با تقویم میلادی کار می کنند مبارک باشه ..

  • يكشنبه ۱۳ دی ۹۴

سرد

امشب هوا سرد است ... سرمای غربت است ...

میدانی ... وقتی که دلگرم عشق تو بودم سرما را باکی نبود ...

حال که نیستی سرما را چه کنم ... سرمای غربت را چه کنم .. وقتی که نیستی ..

وقتی حضورت خالی است در کنار من ... سرما بیشتر و بیشتر می شود ... زبانه می کشد ..

حس سرما یا دوری .... نیستی و سرد است ..... و یا سرد است و نیستی ...

مهم هیچ کدام نیست .. مهم هر دو ست ... که نیستی و نیستی ...

و نیستی ... به کدامین گناه سرد است ... به کدامین گناه نیستی ...

  • پنجشنبه ۱۰ دی ۹۴

نوشتن

همیشه من بر این باور هستم که نوشتن می تواند ما را از همه جهات خالی کند ..

از همه جهات .. گاهی عصبی هستیم و می توانیم با نوشتن خودمان را  آرام کنیم .. گاهی حوصلمان سر رفته ... و هر چیزی که شاید بتوان آن را نوشت .. داستان شعر و یا حتی فحش و ناسزا . نوشتن از نظر بنده حرکتی بسیار مثبت از هر جهت می باشد .. زمانی همه نوشته های خود را جمع می کردند و در کتابی به چاپ می رساندند ولی حال که اینترنت و رایانه ها پیشرفت کرده اند هر شخصی می تواند برای خود دفتری در این فضا ایجاد و هر روز چند برگه ای را بنویسد و منتشر کند .. همیشه نوشتن باعث آرامش خیلی ها میشود .. و این نوشتن است که به نوعی نمود افکار ماست .. از دفتر خاطرات امروز به وبلاگهایمان کوچ کرده ایم .. وبلاگی که نماینده افکار هر فرد است ..

و اینجاست که ارزش وبلاگ مشخص می شود ... پس نوشتن نه تنها خالی شدن توست .. بلکه با ارزش ترین دارایی توست .. مهم نیست قلم عجیب و غریبی داشته باشی .. مهم نیست شاعر باشی .. مهم این هست که آنقدر جرات داشته باشی که بنویسی .. یک وبلاگ باز کنی و شروع کنی به نوشتن .. مطمئن باش مخاطب خودت را پیدا خواهی کرد.. همیشه به وبلاگ و وبلاگ نویس ارزش زیادی قایل شده ام .. چون احساس می کنم وبلاگ نویس چیزی فراتر از یک انسان عادی فکر می کند .. می توان به جای تلف کردن وقت در وبلاگ پیج های عجیب غریب اینستاگرامی باز کرد و کلی معروفیت هم کسب کرد اما به نظر من میلیون عدد دنبال کننده اندازه یک خط وبلاگ یک وبلاگ نویس نمی شود .. گمان نکنید که دارم محکوم می کنم داشتن اینستاگرام رو .. اما همه ما می دانیم فرق اساسی هست بین ما ... و پیج های عجیب اینستاگرام ... اینستاگرام شاید بتواند به وبلاگ ما کمک بسزایی بکند اما هیچ گاه نمی تواند جای وبلاگ ما را بگیرد ...

نوشتن همیشه خوب بوده و هست .. و خواندن این نوشته ها .. لذتی دو چندان دارد ... به شخصه عاشق نوشتن هستم .. و دوست دارم همیشه بتوانم با نوشتن خودم را خالی کنم .. از تجارب خودم بگویم .. از زندگی ... از همه چیز های زیبا .. از چیز های بد .. نصیحت ... هرچیزی که می توان آن را نوشت ..

اگر وبلاگ نویس هستی .. اگر خاص هستی .. اگر غرور نداری .. اگر عاشق بحث و گفتگو هستی .. اگر خودت را بالا نمی بینی.. اگر خودت را یکی با همه می بینی .. اگر مسخره بازی ها و ادعای آدم های فرهیخته رو در نمی آوری .. و اگر با جرات ساده می نویسی ... به خودت افتخار کن .. چون وبلاگ نویس واقعی تو هستی ... 

به خودت افتخار کن .. حتی اگر ضعیف می نویسی و می نویسی ...

نوشتن .... نوشتن ... دنیای دیگریست ....

  • دوشنبه ۷ دی ۹۴

تاییدیه لیسانس

عنوان پست شاید کمی گیج کننده باشد که تاییدیه لیسانس دیگر چه صیغه ایست .. صیغه اخوت است یا عقد یا اجاره و یا فروش و یا شایدم مفرد مذکر مخاطب :)

ولی در اصل بخواهیم نگاه کنیم اصلا ارتباطی به لیسانس های دانشگاه آزاد و اینا هم ندارد اصلا این پست در مورد لیسانس نیست پس نگران لیسانس هاتون نباشید .. در خطر نیست و همه چیر در امن و امان است .. به عبارت دیگر می خواهم امروز با شما در مورد license agreement صحبت کنم .. همانی که فقط اسمش را شنیده اید .. و اصلا تا به حال نخوانده اید ..
در اصل تاییدیه لیسانس قراردادی است که به صورت قانونی فی ما بین فروشنده و خریدار عقد شده و فروشنده قوانینی را در ازای فروش محصول خود در این قرارداد ذکر می کند و شما موظف به تایید و امضای آن هستید . این قرارداد در تمامی زمینه ها موجود است . و در خارج از کشور هم مشکل همین است .. اما متاسفانه در مورد لیسانس های نرم افزاری در اصل شخصی آنها را هیچ وقت نمی خواند. وقتی ما یک برنامه ای را نصب می کنیم قراردادی مانند تصویر بالا به ما نمایش داده میشود که باید قبل نصب برنامه آن را مطالعه و تایید کنیم و در صورتی که مخالفت کنیم برنامه نصب نخواهد شد. این قرارداد ها معمولا به طور کلی کپی برداری و استفاده نابجا از برنامه و تغییرات در سورس برنامه ها و دیگر توضیحات قانونی می باشد که فی مابین توسعه دهنده نرم افزار و استفاده کننده وجود دارد . و در خارج از کشور اگر شخصی این قرارداد را تایید و برنامه را نصب و از این قرارداد تخطی کند شامل جریمه و جزا خواهد شد . چون با نصب شما در اصل این قرارداد را تایید نموده اید .اما چرا ما هرگز این قرارداد را نمی خوانیم . چرا اصلا به این قرارداد اهمیتی نداده و همیشه هنگام نصب برنامه بعدی یا بله و.. را تند تند می فشاریم تا برنامه نصب شود .. شما فرض کنید در قرارداد برنامه نوشته که مشتری در صورت نصب برنامه موظف است هر ماه به بیرون رفته و فریاد بزند من یک احمق هستم .. و اگر این کار را نکند یک میلیون دلار باید جریمه بدهد.. شاید این یکی از مفاد این قرارداد باشد و شما نخوانده آن را رد کرده اید . اگر شرکت توسعه دهنده نرم افزار از شما شکایت کند شما ملزم به پرداخت یک میلیون دلار خواهید بود چون در قرارداد آن را تایید و برنامه را نصب کرده اید .. چرا هرگز به اینگونه قرارداد ها توجهی نمیشود و همه و همه حتی خودم( چند سال پیش) از آن رد می شدیم .. این مساله خیلی مهم است که بدانیم برنامه ای که حال در حال استفاده از آن هستیم چه شرایطی را دارد .. علت اینکه ما این قرارداد را نمی خوانیم شاید بزرگترین تقصیر را توسعه دهنده دارد که می نشیند و سیصد صفحه را فشار میدهد در یک قسمت کوچیک که استفاده کننده شش ساعت باید بخواند .. به نظر من اصلی ترین مفاد قرار داد باید در هشت تا ده بند دو خطی به طور خیلی خلاصه ذکر شوند آن هم با رنگ های مختلف تا مخاطب تک تک آن ها را بخواند و تیک بزند .. در این صورت می توان گفت اگر استفاده کننده این قرارداد را مطاله نکند تقصیر خود اوست.. شاید توسعه دهندگان خیلی مقصر باشند . و این یک پست در اصل یک نوع انتقاد دو طرفه است هم به طرف اول قرارداد و هم به طرف دوم قرار داد .. که یکی بلند می نویسد و یکی اصلا نمی خواند ..

امیدوارم از این پست به بعد بتوانیم بهتر کنیم این مساله را . فی المثل خود من وقتی یک قالبی رو برای شخصی طراحی می کنم قرارداد استفاده اش را با این روش کاری می کنم که فرد کل قرارداد را خوانده باشد .

  • سه شنبه ۱ دی ۹۴

زبان انگلیسی

وقتی به فرودگاه شهر مقصد رسیدم .. کیفم را که پر دستگاه های الکترونیکی بود به کولم سوار کردم و رفتم در صف کنترل روادید .. حدودا 200 نفر در صف بودند که آمدند یک کشور پیشرفته .. اما دریغ از یک کلمه این انگلیسی لعنتی .. و همین باعث شد ما شش ساعت وزن سنگین این کیف را تحمل و از کمر درد عزراییل را در پشت سرمان احساس کنیم .. برای این ها انقدر سخت بود که روی تابلو نوشته بود ... (پاسپورت های کلیه کشور ها) و (پاسپورت این کشور) و این خیلی ناجور بود .. و جالبه یک زن چینی قد کوتاه مثل بلبل انگلیسی حرف می زد و مانند گله گوسفند این ها رو میفرستاد سمت all passports .. ایرانی ها هم خیلی جایزه بگیر .. تا دیدند صف نیتیو ها خلوته چپیدن اونجا .. و مامور حسابی حالشان را گرفت که پاسپورت شما وقتی برای این کشور نیست لطفا به آن صف بروید .. و اینها می آمدند در صف جدیده .. و همین مساله باعث شد کلی تو صف بایستم .. بعد شش ساعت طول کشید تازه برسم به کمی نزدیکی افسر که کارتم رو چک و بذاره رد بشم .. دیدم .. شش ساعت با این ایرانی ها حرف می زنه ... ادا در می آورد و شش دست و پا می پرد که سوال بپرسد و ایرانی جواب بدهد .. و هی این ایرانی ها بر می گشتن می گفتن کسی نیست زبون اینها رو بفهمه!! خب خواهر من .. مادر من .. برادر من چرا انگلیسی بلد نیستی؟  چرا پاکستانی ها همه انگلیسی بلد بودن و تند تند رد می شدن و شما شش ساعت گیر می کردید .. بلد نیستی چرا اصلا اومدی؟ ایران من البته بیشتر این نیست. خیلی هاشون به بقیه ایراد می گرفتن ولی خودشون که نوبتشون می شد میرفتن ادا در میاوردن . انگار نه انگار ۱۰ دقیقه پیش داشت نفر جلویی رو تحقیر می کرد که زبان بلد نیستی چرا اومدی ! :| ورنه این حرف که زبان بلد نیستی نیا خیلی ابلهانه است!

اول خواستم برم ترجمه رو شروع کنم .. دیدم بعد منم سیصد نفر واستادن کلا میشم مترجم نمی رسم .. خلاصه سکوت و عصبانیت .. و خون خونم را می خورد تا رسیدم.. سر دو دقیقه کارم حل شد و رد شدم ..

هدف از گفتن این قسمت از تجربه سفرم این بود .. چرا انگلیسی بلد نیستیم .... واقعا چرا انگلیسی در حد اینکه گلیممان را بکشیم بیرون بلد نیستیم .. چرا از پنجم ابتدایی تا آخر پیش دانشگاهی انگلیسی می خوانیم که خودش هشت سال است ولی نمی توانیم حتی یک کلمه بفهمیم که باید حداقل صفمان را صحیح واستیم ...

سیستم غلطه و منم می دونم غلطه . ولی تورو خدا اگر سفرهای خارج دارین در خیلی بیسیک بلد باشید . یا حداقل اگر بلد نیستین بقیه رو مسخره نکنین!

  • يكشنبه ۲۹ آذر ۹۴
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan