هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

کمبود

با گسترش اینترنت و پدید آمدن فضای مجازی مردم و نوع بشری می تواند با یک دیگر ارتباط برقرار کند . امروزه با پیشرفت تکنولوژی و گسترش پهنای باند و سرعت اینترنت ما می توانیم به راحتی با کلیه دوستان خود تماس برقرار کنیم و با آنها صحبت کنیم . و نیز شبکه های اجتماعی زیادی متولد شده اند که این کار را برای ما تسهیل می کنند . برای مثال شبکه اجتماعی لاین می تواند تماس و چت با دوستانتان را برای شما فراهم کند . و یا فیس بوک امکاناتی دارد که می توانید نظراتی در رابطه با ایده های دوستانتان و یا اشتراک هایی که در روی صفحه شخصی خودشان قرار می دهند قرار دهید . و یا به طور مثال شبکه اینستاگرام اشتراک عکس ها و ویدیوهای ۱۷ ثانیه ای میان دوستانتان قرار دهید .

وقتی یک فن آوری می آید اولا باید پله ای بیاید و بعد فرهنگ آن هم بیاید! ولی متاسفانه در مورد این شبکه ها در ایران این اتفاق نیفتاد. خیلی ها ابتدا دنیای اینترنت را از وب شروع کردند. سپس توانستند با ایمیل ارتباط بگیرند. بعد چت روم ها آمدند. بعد وبلاگ ها آمدند. بعد شبکه های اشتراک گذاری این مطالب آمد. بعد شبکه های اجتماعی توییتر و فیس بوک و یوتیوب آمدند. بعد از آن سیستم عامل ها روی موبایل آمدند. بعد وی چت و بعد اینستاگرام و تلگرام . مردم آرام آرام رشد می کردند و گروهی در این فضاها وقت فرهنگسازی داشتند. موفق بودن یا نبودن پای خودشان . ولی اکثرا دیده ام کسانی که با رشد اینترنت رشد کرده اند ازش بهترین استفاده را می کنند.

ولی یک فردی از ابتدا به ساکن تلگرام را ببیند نه وب را تجربه کرده نه یاهو نه فیس بوک . نسلی هم که رشد کرده وفت و حوصله و انرژی این فرهنگ سازی را ندارد و در نهایت می شود این بلبشو . قصد ندارم فعلا این مساله را زیر ذره بین قرار بدهم.

هر کسی در مورد چیزی کمبود بیشتری داشته باشد روی آن مساله شو آف بیشتری می دهد . تفاوت بسیار زیادی وجود دارد بین شخصی که گوشی جدیدی خریده و قصد دارد آن را به دوستانش نشان بدهد و در موردش صحبت کند و بررسی کند و به دوستانش پیشنهاد بدهد تا اینکه یک شخصی با ساعت رولکس و ایفون و مارک بنز روی فرمان مشغول شو اف کردن هست . خیلی تفاوت وجود داره . همین مساله باعث میشه او بگوید من گرونتر می خرم . پس از بقیه بهترم . پس از بقیه بالاترم . پس من خدام و همه باید به من بگویند چشم . و می شود شاخ های اینستاگرام!!

پله پله فرهنگ که نباشد این می شود . ما که نمی توانیم جلوی این نوکیسه ها را بگیریم تا این رفتار بد را گسترش ندهند . ولی می توانیم به مردم بگوییم که نبینند . همانطور که برای من مهم نیست بهتره به بقیه هم این رو بگویم که واقعا برایم مهم نیست .

آیا نبودن کلاس دارد؟

یکی از علایق من خواندن وبلاگهاست . دوست دارم با افکار زیادی آشنا بشوم و تبادل افکار کنم . نظریات دیگران را در رابطه با مسایل روز بدانم . و بیشتر وبلاگهایی رو دوست دارم که حاوی مطالب آموزنده و یا دل نوشته و یا خاطرات روزانه و یا روز نوشته هستند . وبلاگهایی که به هیچ عنوان کپی داخل آنها راه ندارد . و نویسنده آنها می نشیند پشت سیستم و با حرکت انگشتان خود یک متن را در پست وبلاگ خود تایپ می کند و سپس آن را منتشر می کند . با آمدن سیستم های وبلاگ نویسی چون پرشین بلاگ و میهن بلاگ و بلاگفا امروزه همه دوست دارند یک صفحه برای خودشان داشته باشند تا بتوانند مطالب خود را در آن با ما بقی دوستان به اشتراک بگذارند . نظرات را بگیرند . و پاسخ دهند . من خودم نیز از این دسته افراد هستم و در کلیه آدرسهایی که برای خودم تدارک دیدم مشغول نوشتن روز نوشت ها و یا افکار روزانه ام بوده ام . من دامنه زیادی را ثبت کرده ام و هر ساله هزینه زیادی را بابت این دامنه ها پرداخت می کنم . علت این امر اینست که شخص دیگری از این نام دامنه ها استفاده نکند و امیدوارم کسی به اشتباه نیفتد . از بحث خارج نشویم . من خیلی وبلاگ های بروز شده بلاگفا را دید می زنم و عنوانهای زیبا را وارد می شوم . و دوست دارم افکار مردم را که به اشتراک گذاشته اند ببینم . و در آن پستشان شرکت کنم . وبلاگهایی که معمولا کپی داخلشان زیاد هست رو وقتی می خوانم از نویسده متنفر می شوم . که حتی نمی تواند فکر کند و بنویسد . و به نظر من … نوشت افکار چرت و پرت که برای ذهن خودت باشد خیلی بهتر است از کپی اشعار و متون ادبی شخص دیگر. خلاصه یک کامنت رو می گذارم و می آیم بیرون و دیگر زیاد داخل این وبلاگ ها نمی مانم . اما وبلاگهایی که دست نوشته خودشان هست و افکارشان را نوشته اند را دوست دارم . در روز نوشت های شخصی خودم این وبلاگ ها را به عنوان لینک دوستان پیوند می دهم . و معمولا هر سه روز و یا هر هفته یک بار به آدرس آنها سر می زنم . پست های جدیدشان را می خوانم و لذت می برم.گاهی وقت ها نظر های طولانی برایشان می گذارم و در بحث هایشان شرکت می کنم .

حال شاید از خودتان بپرسید علت اینکه این دارد دو ساعت مغز ما را به کار میگیرد چیست.خب چرا این ها را می گوید . به ما چه ارتباطی دارد . خواستم بگوییم مدتی هست که برایم بسیار جالب شده . برخی از وبلاگها پستهایشان را با فاصله ۵ روز، ده روز ، بیست روز، یک ماه، سه ماه و حتی شش ماه گذاشته اند . شاید بگویید خب به شما چه ارتباطی دارد . باید به عرض شما برسانم که موضوع این وبلاگ ها روز نوشت من .. دنیای من … خونه دوم من و… بوده . وقتی عنوان وبلاگی به این صورت هست باید حداقل روزی یک بار تا سه بار پست داشته باشد . نه مثل برادرم که در روز هفت تا هشت پست میانگین دارد و نه به بعضی ها که پستهایشان هر شش ماه یک بار هست . خواستم بدانم آیا این مساله کلاس خاصی دارد؟ که برخی از پست ها هر شش ماه یک بار است . جالب است بدانید که تعداد نظرات همان پست که در تاریخ مثلا شهریور ۱۳۹۲ که حدود یک سال پیش میشود و آخرین پست منتشر شده در وبلاگ میباشد دارای حدود ۲۰۰ تا ۶۵۰ کامنت هست که اواخرشون در دی ۱۳۹۳ ارسال شده اند و تایید هم شده اند . و به برخی از کامنت ها نیز پاسخ داده شده . بعد پست مورد نظر هم کپی یک متن از فیسبوک و یا سایت های دیگر هست . من می خواهم بدانم اگر کلاس دارد من نیز پست بعدیم رو سال دیگر بدهم که خیلی هم کلاس دارد و هم نشانه پر مشغله و بی اهمیت بودن من به دنیای مجازی است. چرا باید بعضی ها اینطور باشند . چرا باید بعضی از کارهایی که واقعا جالب نیستند نشانه کلاس یک وبلاگ و یا یک شخص باشند . اگر خب وقت نداری وبلاگ نساز .. ننویس …



راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan