سر قرار ..

باهم .. سر ساعت 4 اینجا قرار می گذاشتیم .. همیشه استرس داشتی که ساعت قرار یادم نره 

می گفتم نه جاش یادم میره و نه ساعتش .. برای همین اصلا همیشه ساعت 4 بود

هر وقت می آمدم زیر همین درخت حالم خوب بود .

الان هم آمدم زیر همین درخت ولی دیگر حالم خوب نیست . چرا؟

این دفعه نه ساعتش رو فراموش کردم نه محلش رو و اینجا ایستادم . راس  ساعت چهار . تو نیامدی .

حتما چیزی را فراموش کردم .

آخر دیروز هم همین ساعت آمدم نبودی ..

یادم می آید یک ماهه راس ساعت چهار اینجایم ولی دیگر حالم خوب نیست ..

حتما چیزی یادم رفته .. حتما چیزی را فراموش کردم .. ساعت که درسته .. محل هم درسته .. شاید 

وای استرس گرفته ام .. همش می خواستم یادم نره ولی می دانم یک چیزی یادم رفته باز ..

  • پنجشنبه ۱۵ اسفند ۹۲

دلت ..

دلت که گرفته باشد …

شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند …

شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند …

و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست …

دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها …

  • دوشنبه ۵ اسفند ۹۲
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan