هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

نتایج بدبختی

همانطور که از کنکوری که دادم معلوم بود نفر اول کنکور شدم ولی خب افتخار ندادم برم دانشگاه های ایران چون اگر من وارد دانشگاه ها میشدم از بار علمی و شخصیتی من کم میشد و دانشگاه های ایران واقعا در حد من نبودن !

از این رو پدر هم که رتبه رو دید باز مثال خودش که من رتبه ام زیر 20 بود و پسر ارشدم رتبه اش 20 رقمه! تو تعداد رقم دو رقمیه!

یعنی نمی فهمم این چماق چیست که هی دایم تو سر آدم میزنن آخه ؟

یه مدت تو استرس همین نتایج بودم . مثل یه حس دردی که یه مدت میگذره فراموش می کنی یه هو زخمش سر باز می کنه . کنکور داده بودم و یه مدتی جاش درد می کرد ولی خب زمان گذشته بود و تقریبا فراموش شده بود تا زمانی که اسم اعلام نتایج آمد و کردش خرابم! بعدم از لحظه اعلام کردن آقا این خانواده سوزنشون روی ما گیر کرد که چیشد چیشد چیشد چیشد .. جان عزیزتون بی خیال شین خودتون که می دونین گند زدم . می خواین اوج گند زدنمون در بیارین ؟

چه کار دارین آخه . فرض کنین من رتبه آخر شدم!

** بعدا نوشت در سال : 1396 : هرگز بابت اون جعل کارنامه ای که کردم خودم رو نمی بخشم! اون دنیا نمی دونم به پدر چه جوابی باید بدم.

گیر های پدرانه

پدر مدتی هست که گیر داده . اینکه لطفا برو و دفترچه ات را پست کن پسر . ولی من به بهانه درس این کار را نکردم . تا اینکه تابستان آمد و گفت پسر اگر از نتیجه دانشگاهت مطمئن نیستی زودتر برو که به زمستان نخوری. اما باز هم گوش من بدهکار نبود . ولی این روزها خیلی گیرش را شدید تر کرده. رفته ام دفترچه را گرفتم .

هی دارد قانون تصویب می شود که کسانی که سربازی ندارند گواهی نامه نمی توانند بگیرند،سند نمی توانند بزنند،بیمه نمی توانند بدهند و پاسپورت نمی توانند بگیرند. قوانین روز به روز سخت تر و سخت می شد. آرام آرام از مدارک باز کردن حساب بانکی هم داشت قانون میشد که کارت پایان خدمت درخواست بشه و کسانی که کارت پایان خدمت ندارند حساب بانکی نمی توانند داشته باشند ، حقوق نمی توانند داشته باشند، اگر قبل از مشمول شدن ازدواج کنند که هیچ ولی اگر بعد مشمول شدن ازدواج کنند صیغه بینشون جاری نمیشه ، برای خریدن گوشت باید کارت پایان خدمت نشان بدهند ، مشمولان قایب حق استفاده از اینترنت را ندارند و بزودی قانونی تصویب میشود که هر کسی برای خرید اینترنت و داشتن موبایل باید کارت پایان خدمت داشته باشد و من جلویش را گرفتم . دیدم اینطور که پیش میره یواش یواش برای نفس کشیدن هم کارت پایان خدمت می خواهد و مثلا مامور تصادفی می پرسد کارت پایان خدمت داری؟ بگی نه تیر خلاص رو بزنه بهت. انگار نظام وظیفه کاملا منتظر من بود و عرصه رو تنگ تر می کرد . تا من رفتم دفترچه رو گرفتم این قانونا که تصویب نشد که هیچ لغو هم شد . انگار فقط منتظر من بودن . نمی فرستادم داشت تصویب میشد!

پلیس+10 خیلی شلوغ بود و جا برای سوزن انداختن نبود و همه باجه ها مشغول بودند. شانس ما نظام وظیفه هم باجه مشغول داشت. یک دفترچه بود که شامل تعدادی فرم بود . باید فرم ها را به همراه مدارک پر کرده و تحویل پلیس+10 میدادیم تا پروسه خدمت آغاز شود . همین واکسن زدن ها و جمع کردن مدارک بسیار طول کشید . الان مدارکم تقریبا آماده است و امروز واکسن را هم زده ام . ولی اصلا حالش نیست که ببرم و تحویل بدم . فرقش چیست آخه!

پدر از طرفی دوست ندارد پسرش برود و پدرش در سربازی در بیاید و از طرفی هم با خود فکر می کند که نمی شود داخل خانه بماند و سربازی هم نرود و به قول معروف فلج بشود! باید برود . اگر سربازی نروم نه می توانم بیمه بشوم و نه کار پیدا کنم و نه گواهینامه بگیرم و نه چیزی به نامم باشد و از همه مهمتر نمی توانم خارج از کشور بروم. از طرفی تازگی ها شایعه شده که بزودی از مدارک حساب بانکی باز کردن این هست که کپی کارت پایان خدمت باید در پرونده باشد و همینمان مانده که حساب بانکی هم نداشته باشیم که در بالا کاملا عرض کردم . در حالت بدی قرار گرفتم .. بین رفتن و نرفتن .. بودن و نبودن .. شرایط عجیبی است..

فکر

افکارم خیلی درگیرن. این آخرین فرصت من برای کنکور دادن قبل سربازی بود . حال باید مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم . یا خدمت کنم یا خیر ..

خیلی استرس شدیدیه چون هیچ اطلاعات و پیش درآمدی از مساله ندارم و نمی تونم قراره در آینده چی پیش بیاد. نمی دونم قراره کجا بیفتم و تا چه مقدار خدمت می تونه فاجعه باشه . همه می گن که خدمت خیلی سخت و طاقت فرساست . خیلی عصبانیم از کسانی که معاف شدند به خاطر جبهه پدرانشان یا به هر بهانه مزخرف دیگری . پدر من که جبهه نداره و من هم صد البته معاف نمی شم و باید ناقابل خدمت کنم دو سال! اصلا نمی دونم حتی چه قدر هست !

برای من که خودم می دونم اصلا شرایط روحی و روانی و جسمی سربازی رو ندارم . خیلی ازش می ترسم . باید با خودم رک باشم . آره من از سربازی خیلی می ترسم چون می دونم که توانایی اش رو ندارم . کار من نیست! توی این یک سال خوردن و خوابیدن هم کمی به وزنم اضافه کرده و قطعا نمی تونم توی خدمت سربازی دووم بیارم . حتی اگر پدرم هم جبهه داشت فکر نمی کردم انقدر رو داشته باشم که برم و ازش بخوام تا من رو معاف کنه. باید برم و خدمت کنم .

نمی دونم . انگار می خوام آمپول بزنم . همش می گم تهش که باید بری ...

عین شین قاف (1)

چشمانت راز آتش است و عشقت پیروزی آدمیست، و آغوشت اندک جایی برای زیستن، اندک جایی برای مردن…
تقدیم به تو … با عشق

سران جنبش عدم تعهد

تابلوها که همه جا هست . خیلی خوشحال کننده است که بابت این اتفاق یه مدتی تعطیلاتی خورد . البته برای من که خبر خوبی نیست چون پدر باز ما را خرکش می فرمان به سمت روستایشان که هیچ امکاناتی در اونجا نیست و باید آنجا جانمان در برود! خیلی بده آدم حسودی کنه!

زمانی که ما مدرسه می رفتیم از این اجلاس ها وجود خارجی نداشتن و ما عین نه ماه رو بدون هیچ تعطیلی اضافی مدرسه رفتیم . ولی الان هر ماه یه اجلاسی چیزی می خوره و مدارس و مابقی متعلقات تعطیل میشه و بچه ها حسابی لذتش رو می برن . ما همیشه نسل سوخته بودیم و هستیم. یک مقداری حسودیم شده خب .

دیگه وقت آمدن نتیجه ها هم نزدیک شده و یواش یواش اثر استرس درونم بیداد می کنه . نمی دونم چه کار کنم . چه بلایی قراره سرم بیاد . وقتی که مسیر آدم توی یک نقطه از زندگی اش عوض میشه مثل دومینو همه چیز به هم وصل میشه و اتفاق می افته .. الان هم واقعا دوست ندارم نتایج اعلام بشه.

کاش میشد که اخبار بگه همه سرور ها سوخت و امسال نتایج به هم خورد و داوطلبین باید سال دیگه بیان کنکور بدن ولی یک روز دیگه. آخ چی میشد . الان که رفتن به سربازی بوش بیشتر شده و من دارم حسش می کنم که داره بهم نزدیک میشه که منو بدره و تیکه پاره کنه ترس برم داشته و به ترس همین سربازی هم شده بشینم بخونم . ولی خب همچین اتفاقی انقدر احتمال افتادنش کمه که ترجیح میدم به جاش ده میلیارد پول یهو بهم داده بشه!



راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan