رمضان کجایی؟

وقتی این را می نویسم که این همه بغض گلویم را خفه کرده .. و این همه دلتنگی من را احاطه کرده . وقتی که متوجه شدم و دارم حس می کنم غربت لعنتی را .

هیچ گاه فکر نمی کردم رمضان 95 نباشم . هرگز فکر نمی کردم اینقدر راحت رمضان 95 نباشم . و جایی باشم که حتی ...

یادش بخیز، یاد استرس شروع ماه رمضان بخیر ، یاد سفره های افطار و دعاهای پدر بخیر . یاد روزهای طولانی و ختم یک جز قرآن بخیر . یاد تعطیل کردن طراحی و کار بخیر . یاد روز هایی که می گفتیم دیگر وقت استراحت است بخیر. یاد شیر برنج ها و زولبا و بامیه . یاد ماه عسل دیدن ها بخیر. یاد خوبی ها . یاد خانه مادربزرگ . یاد برنج و ترشی ها و نوشابه های شاه توت . یاد شب تا سحر بیدار ماندن ها بخیر .. امروز که تلخ می نویسم و می گویم که دلتنگ شده ام. آری خیلی دلتنگ شدم .. دلم برای این روزها تنگ شده است . خیلی تنگ شده است ..

رمضان نود و پنج .... با اینکه دیگر حس ات نمی کنم .. اما سلام ...

  • سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan