هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

سریال : زخم کاری (ایرانی)

نکته مهم : متن زیر ممکن است قسمتی از داستان را لو بدهد

قرار نیست قسمت آخر زخم کاری رو دانلود کنید . قراره در مورد این سریال کمی بنویسم . اگر بخوام یه امتیاز کلی به این سریال بدم ، قطعا امتیازم خوب نیست . یعنی حتی از نصف هم پایین‌تر خواهد بود . دلیلش رو می‌گم . سریال در ابتدا بسیار خوب و قدرتمند شروع شد . بازی خیلی خوبی که سیاوش طهمورث به نمایش گذاشت. آرام آرام داستان به زیبایی شکل گرفت . بازیگرها شاید بهترین خودشون رو ایفا می‌کردند. اما دو ستاره جدید حرفی برای گفتن نداشتن . بازی بسیار مقوا که باعث می‌شد دل رو بزنه . انگار که یک آدم عادی که تجربه‌ای در بازی نداره رو کارگردان آورده تا توی این سریال معرفی‌شون کنه . گرچه در ادامه داستان برعکس می‌شه.

مالک که مدتی پادوی حاج عمو بود و بعد اون رو می‌کشه و درنهایت زخم‌هایی بهشون می‌زنه که کاری بود . و درنهایت بهش زخمی میزنن که کاریه و شاید بشه گفت زخم آخری که زده شد یک زخم کاری بود . همانطور که گفتم بازی جواد عزتی در ابتدای سریال بسیار بی‌نقص بود . گرچه معتقدم در شنای پروانه بازی بسیار زیباتری رو به نمایش گذاشت (بعدا در مورد این هم توضیح خواهم داد) . روند داستان در نه تا ده قسمت اول بسیار کند و آهسته پیش می‌رفت و اینطور به نظر می‌رسید که حداقل با یک سریال ۴۵ قسمتی طرف هستیم و حالا حالا ها قرار نیست به پایان سریال برسیم. به طوری که وقتی نوشت قسمت ۱۵:آخرین قسمت ، شوکه شدیم که اصلا چطور می‌خواهد داستان را تمام کند؟؟ سریال تا قسمت ده واقعا حرفی برای گفتن داشت و شاید می‌شد رقیب خیلی خوبی برای  قورباعه باشد و اما اینطور نشد . ناگهان از قسمت ۱۰ آرام آرام داستان با یک پاشیدگی عجیبی روبرو شد و ساختارش را برهم زد . سریال واقعا ارزش پرمخاطب شدن در قسمت‌های ابتدایی را داشت . اما ناگهان در وسط‌ها خط داستان به صورت یک خط صاف درآمد و هیچ چیز خاصی نداشت و درنهایت در قسمت‌های پایانی با افت بسیار شدید روبرو شد . استفراغ‌های جواد عزتی این را در ذهن تبادر می‌کرد که شاید لیدی مبکث همان جواد عزتی باشد که از عذاب وجدان کارهایی که کرده نمی‌تواند به سادگی زندگی کند و دایم می‌ترسد . شاید در همین حد خلاقیت که درنهایت بدانیم لیدی مکبث در حقیقت همان سمیرا بود برای این سریال کافی بود. سریال در قسمت‌های آغازین حرف‌های زیادی برای گفتن داشت و بسیار جذاب و جالب بود و ناگهان در قسمت‌های پایانی درست وقتی که به آخرش می‌رسه و همه نمی‌کشن تمام شد . تدوین خوب نبود .قسمت تصادف سمیرا در یک کلام افتضاح بود . یعنی کار در حد کارهای ایرج ملکی پایین آمده بود . از کارگردان که ماجرای نیمروز را به آن تمیزی درآورده بود‌، واقعا چنین پایانی واقعا مضحک بود . ناگهان یک هو دختر مالک مرگ مغزی می‌شود و ناگهان مالک همه چیز را به میثم می‌سپارد و .... وقتی که می‌گم داستان ناگهان افت کرد دقیقا دارم از یک همچین چیزی صحبت می‌کنم . درنهایت فیلم می‌توانست در یک مجموعه ۵ قسمتی خلاصه شود و اصلا نیازی به آن پیچیدگی‌های ابتدای سریال نداشت وقتی که قرار بود به این شکل آبدوخیاری به پایان برسد. داستان فاز معنوی برداشت که مالک دختر ناصر را زد و دخترش خورد و چوب خدا صدا ندارد . برای همینه که می‌نویسم سریال ارزش دیدن ندارد و آنطور که در قسمت‌های آغازین شروع شد ، در قسمت‌های پایانی به اتمام نرسید و آبدوغ‌خیاری شد .  مالک به سادگی کشته شد و درنهایت سریال کاملا با ضعیف ترین احتمال به پایان رسید . و درنهایت امپراطوری به میثم رسید. بازی میثم در ابتدای سریال بسیار بد بود و در انتها آرام آرام داشت شخصیت شکل می‌گرفت و بازی میثم بهبود پیدا می‌کرد که سریال تمام شد! یعنی کارگردان نتوانسته از بازیگرانی که به عبارتی ستاره‌های جدید هستند بازی بکشد و آنها را بدرخشاند . بازی‌های دیگر بازیگران هم در ابتدای سریال بسیار عالی و در انتهای سریال گویی که مهدویان حسابی خسته شده باشد و کاری به بازیگرانش ندارد آرام آرام افت می‌کند و انگار بازیگران دیگر نایی ندارند و شاید وقتی فهمیدند پایان داستان این است دیگر خیلی برای بازی انرژی نمی‌گذارند. بازگشت ناصر می‌توانست داستان‌های زیادی را ایجاد کند. ولی درنهایت با همان جمله که پرونده شان باز است نشان داد که آن‌ها هم به سزای اعمالشان خواهند رسید.

سریال باگ‌های زیادی داشت که می‌توان گفت که رئال نیست. اینکه تو انقدر راحت بتوانی آدم بکشی و فرار کنی و راحت بتوانی مواد را گردن شخص دیگری بیندازی با پرداخت پول و یا ناگهان ۲۰ تا انبار لاستیک را به سادگی آتش بزنی و .. نمی‌گم نمی‌تواند وجود داشته باشد اما.. من حداقل نتوانستم انقدر ساده باور کنم. من نتوانستم باور کنم که به سادگی یک جسد از وان حمام پیدا می‌شود و پزشکی قانونی به سادگی اجازه می‌دهد جنازه دفن شود و درنهایت لیدی مکبث بومی مان کف حمام را از عذاب وجدان کشستن لرد بشوید تا خون را تمیز کند ! بومی کردن به نظر من همیشه جواب نمی‌دهد مگر بخوای اثر خارق‌العاده‌ای را پدید بیاوری.

در نهایت اصلا دیدن این فیلم را پیشنهاد نمی‌کنم. این فیلم دیدنش زمانی ارزش داشت که قسمت‌های بعد هنوز نیامده بود و هیچ کس نمی‌دانست که آخرش چه می‌شود . اما حالا که همه قسمت‌های آن آمده و می‌توان حسابی آن را مورد بررسی قرارداد به نظر من سریالی بود که می‌توانست به طلایی ترین آثار مهدویان تبدیل شود و اما نتوانست و درنهایت در همان جای خودش ماند و از آثار قبلی مهدویان جلو نزد! گرچه در ابتدای سریال انتظار داشتیم که با یک سریال عالی روبرو شویم . هرگز در هیچ جایی از زخم کاری ننوشته بودم چون می‌خواستم با دیدن آخرین قسمت ، قضاوت درست تری داشته باشم و درنهایت این شکلی نشود که در ابتدای زخم کاری در مورد آن بنویسم و تمجید کنم و در نهایت در قسمت‌های آخر از تمجید خود پشیمان شوم . سریال بدی نبود ولی پایان بدی داشت . داستان ناگهان ضعیف شد و بریده شد . شاید در زمان انتشار دیدنش جذاب بود اما در انتها نشان داد که همان کلیشه‌های سریال‌های ایرانیست . نوشتن این مطلب باعث نمی‌شود که ما آثار ایرانی را بکوبیم . به نظر من باید همه آثار را باید دید و به نظر من سینمای ایران دارد روز به روز بهتر می‌شود و پیشرفت می‌کند و این جای خوشحالی دارد. شاید به دلیل پیشرفت سینمای ایران است که به مهدویان بیش از حد داریم سخت می‌گیریم . سریال مهدویان بی‌شک از سریال‌های دیگری که درشبکه‌های نمایش خانگی درست شدند (مانند گیسو و آقازاده و امثالهم) بسیار بسیار جلوتر بود اما با آن شروع ، انتظار پایانی شگفت انگیز می‌رفت که میسر نشد و سریال خیلی سریع و شرحه شرحه جمع شد! درست مثل وقتی که به اوجش می‌رسد یه هو میگن بسه جمع کنین نمایش تمام شد !

داستان : ★★★★★★★★★★

جلوه‌های ویژه :★★★★★★★★★★

کارگردانی : ★★★★★★★★★★

بازی بازیگران: ★★★★★★★★★★

نمره: ★★★★★★★★★★

 

فیلم : کاپیتان

تصویر پوستر فیلم سینمای کاپیتان

 

فیلم قسمتی از داستان را لو می‌دهد (نه پایان آن را ، تنها قسمتی از داستان را)
<شروع لو دادن داستان>

کاپیتان ، فیلمی است اثر روبرت شونتکه و ساخت کشور آلمان ( به آلمانی : Der Hauptmann ) داستان مردی را روایت می‌کند که خود سرباز فراری است . داستان در اواخر جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد . زمانی که آلمان به دلیل جنگ حسابی قحطی زده است و پیشوای بزرگ (هیتلر‌{که قهرمان کسانیست که تاریخ نمی‌دانند}) کشور را به معرض نابودی و بدبختی و فقر و قحطی رسانده است . نظم و انضباط از بین رفته و همه مردم در فقر و دزدی به سر می‌برند . داستان فردی را روایت می‌کند که سرباز جنگی بوده و فرار می‌کند . ابتدای فیلم شما این سرباز فراری را می‌بینید که از دست یک گروه در حال فرار است که آن گروه خودشان قصد دارند بدون دادگاه نظامی و در حال فرار ، این نظامی را اعدام کنند . ولی موفق به فرار از دست گروه می‌شود و در گوشه‌ای مشغول به زنده ماندن به وسیله غذا دزدی . در فیلم به طور کامل  مفلوک بودن کشور آلمان امروزی به چشم می‌خورد . وی پس از کشته شدن همکارش که اون نیز سرباز فراری بود راه درازی را پیاده طی کرده و تصادفا از یک ماشین به گل نشسته ، چمدانی را به همراه سبدی سیب پیدا می‌کند . ناگهان متوجه می‌شود که لباس متعلق به یک کاپیتان و فرمانده است . وی تصمیم می‌گیرد لباس را پوشیده و جعل هویت کند . پس از جعل ولی با یک فرمانده اشتباه گرفته می‌شود و به اردوگاه می‌رود و کارهای زیادی می‌کند و تبدیل می‌شود به همان نظامیانی که از دستشان گریخته بود . قسمت قابل توجه فیلم زمان محاکمه بود که خود بیانگر ایدولوژی حزب آلمان نازی بود که این حرکات برایشان کاملا عادی بوده است .فیلم بطور مفهومی ایدولوژی را منکوب و نشان می‌دهد که ایدولوژی می‌تواند بسادگی از شخصی که خود زمانی از چنگال ایدولوژی فرار کرده بود را تبدیل به یک جانی درون ایدولوژی کند . ایدولوژی‌های نخ‌نمای دیکتاتوری آن هم در حزب آلمان نازی . در پایان نیز نمایش داده شد که ایدولوژی چقدر بد و به درد نخوراست . در انتهای سریال هم می‌بینیم که بر روی خودرویی نوشته است دادگاه فوری هرولد (schnell gericht herold) که خود بیانگر همین است.

ٰ<پایان لو دادن داستان>

فیلم سیاه سفید است . با اینکه در سال ۲۰۱۷ ساخته شده اما قصد داشته زمان جنگ جهانی را درست مثل آن زمان که دوربین‌ها سیاه و سفید بودند نشان دهد . فیلم بسیار زیبا و مفهومی ساخته شده است . داستان فیلم بسیار داستان خوبیست و نماد‌های بسیار خوبی هم دارد . و مهم‌ترین چیزی که در مورد این فیلم وجود دارد این است که این فیلم بر اساس داستان واقعی ساخته شده است. پیشنهاد می‌کنم که این فیلم خاص را حتما شده یکبار ببینید ( بدون خانواده ) . ضمنا فیلم برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نمی‌باشد . 

IMDB هاتف :

داستان : ★★★★★★★★★★

جلوه‌های ویژه :★★★★★★★★★★

کارگردانی : ★★★★★★★★★★

نمره: ★★★★★★★★★

بدون تاریخ و امضا

پوستر رسمی بدون تاریخ بدون امضا

بدون تاریخ ٬ بدون امضا . فیلم بدی نبود .فیلم خوبی هم نبود . فیلمنامه اون کشش رو نداشت . اینکه بتونه میخ کوبت کنه پشت فیلم زور نداشت . من منتقد فیلم نیستم و سوادی هم توی این زمینه ندارم . این رو عرض کردم که اساتید نقد و فیلم و سریال ایرادی بر من نگیرند . به سلیقه من فیلمی نبود که باید می بود . این یعنی که تبلیغاتش خیلی بزرگتر از خودش بود . یعنی توی تبلیغات و تیزر فیلم جذاب تری به نظر می اومد ولی یک فیلم نامه با کلیاتی ساده بود . اما همیشه تاکید می کنم که برداشت های شخصی ما از یک فیلم منحصرا به تک تک مون بستگی داره و هیچ کدوممون هیچ وقت یک برداشت مشخصی از یک فیلم نمی تونیم داشته باشیم . اگر فیلم بی کیفیتی بود قطعا حتی برای معرفیش توی وبلاگ شخصیم وقت تلف نمی کردم و تق تق کیبورد رو شاید روی نوشتن به موضوع بهتری صرف می کردم . ولی پیشنهاد می کنم فیلم رو ببینید . فیلم تمیزی بود به نسبت . دوست دارم نظرتون رو در مورد فیلم بدونم. آیا شما هم فیلم رو دوست داشتین؟ یا فکر می کنین فیلم ضعیفی بود؟ به نظرتون قاتل پسر دکتر بود یا مرغ ها ؟ به نظرتون آیا دکتر چیزی رو پنهان می کرد یا نه ؟ آیا  فیلم با واقعیت منطبق بود یا تخیلات زیاد داشت؟ خوشحال میشم نظرتون رو بشنوم .

+ اینستاگرامم رو فالو کنین و پایه باشین لایو هستم در خدمتتون .

+ دیگر شبکه های اجتماعی هم هستم .. دوست داشتین دنبال کنین

جنگ سرد

تصویری از پوستر فیلم جنگ سرد - Cold War

 

دیروز خیلی غمگین و بی حوصله بودم که به پیشنهاد وبلاگ Le Petit Prince در پست معرفی فیلم ٬ این فیلم رو دریافت کردم . کیفیت فیلم پایین بود ولی قابل قبول بود . شاید باید کیفیت ۱۰۸۰ رو دانلود می کردم ولی خب امان از تنبلی . فیلم رو دریافت کردم و دیدم .

فیلم اثر کشور لهستان و زبان فیلم نیز لهستانی است . داستان یک عشقی میان دو فرد رو روایت می کند و اتفاقاتی که میان این دو افتاد . اگر از فیلم توضیح بدم در اصل داستان فیلم رو لو دادم . این فیلم رو دوست داشتم . با اینکه دیروز حالم مساعد دیدن یک فیلم درام نبود اما در نهایت لذت بردم . فیلم یک فیلم موزیکال نیز بود و داخلش موزیک خیلی پخش شد . از طرفی علاقه وافر من به کر باعث شد که فیلم من رو نگه داره و نگذاره از وسط ضربدرش رو بزنم و فایلش رو پاک کنم . فیلم سیاه و سفید و فضای خیلی عجیب را نشان می دهد . فیلم غمگینی از نظر من بود . امان از عشق که چه ها نمی کند .. چه ها که نمی کند . صحنه های خیره کننده و گاها اذیت کننده و در نهایت خواندن گروهی که من بهش بسیار علاقه داشتم ..

اینکه فیلم با ناامیدی تمام می شود و در نهایت در یک طبیعتی زیبا عاشق و معشوق به وصال می رسند داستان فیلم را هرچه تلخ تر از چیزی که بود می کرد . کسانی که درد عشق رو چشیدن پیشنهاد بهشون میشه اگر حالشون خوب بود این فیلم رو ببینند . این فیلم به خوبی توانسته بود آرزوهای یک مرد عاشق رو به تصویر بکشه و اینکه یک مرد چطوری می تونه انقدر دیوانه و عجیب باشه و در نهایت عاشق باشه و در یک شب سرد منتظر یار باشه یا در کافه تا پایان بسته شدن کافه منتظر باشه و دایما در آرزوی رسیدن به زنی باشه که ... . فیلم تلخی بود . خیلی تلخ . مخصوصا برای کسانی که درد عشق دارن .. بیش از حد تلخ خواهد بود

و اما چرا همیشه عشق درد داره؟

دوست داشتم بیشتر در مورد فیلم حرف بزنم اما بهتره خودتون ببینید تا اینکه اسپویل من رو بشنوین . از لینکی که براتون گذاشتم می تونین دانلود کنین . فیلم دوبله فارسی است و یادتون نره که سانسور ندارد ! اگر دوست ندارین از فیلم لذت کافی رو ببرین و بفهمین فیلم چه شد می تونین نسخه های سانسور شده اش رو پیدا کنین که پیشنهاد می کنم یا فیلم رو نبینید یا بدون سانسورش رو بینید !

۱۳ دلیل برای اینکه - فصل یکم

 

با سریال معمولاً میانه خوبی ندارم.چون وقتی شروعش می کنم برام سخته که قسمت بعدی رو بگذارم چند روز دیگه ببینم. برای همین اعصابم به هم می‌ریزه و عموماً سریال دنبال نمی‌کنم .اما ۱۳ دلیل برای اینکه فرق داشت. چیزی که ابتدا من رو قانع کرد که این سریال رو ببینم کم بودن تعداد قسمت های این سریال بود . به طوری که میانگین گرفتم و متوجه شدم اگر ۱۳ قسمت یک ساعت و نیم هم باشه میشه دیدش در یک روز و زیاد وقتی ازم نمیره. بعد متوجه شدم که این سریال در اصل دو فصله که مجموعه ۲۶ قسمت فیلم یکساعته است . خب همین به نوعی من رو قانع کرد که این فیلم رو ببینم. از طرفی مطالعه کتاب ۱۳ دلیل برای اینکه برای من کمی خواندنش سخت بود . شاید ترجمه ایراد داشت . نمی دانم ولی حس می کنم اونطور که باید متوجه نشدم . ولی با دیدن فیلم کامل محتوا برام روشن شد .

!خطر لورفتن داستان!

داستان جذابی نبود. خودکشی کردن یک دختر قطعا نمی تونه داستان جذابی باشه و آدم با هیجان دنبالش کنه. قطعا از ابتدای داستان یک غم بزرگی وجود داره چون شخصیت اصلی داستان که هانا باشه عملا در داستان نیست و مرده . خودش رو کشته . ۱۳ نوار که ۱۳ دلیل خودکشی کردن یک دختر از زبان خودش هستند . کاری که آدمها باید بکنند اینه که نوار رو گوش بدهند و بعد اون رو به نفر بعدی بدن. هر نوار متعلق به یک شخصه. شخص یک نوار رو دریافت می کنه. از شماره یک که خودشه گوش می کنه تا شماره ۱۳. بعد که نوار ها تموم شد اون رو به شخصی میده که توی نوار شماره دو ست . و شخص شماره دو بعد از گوش دادن اون رو تحویل شخص شماره سه میده و تا در نهایت به شماره ۱۳ میرسه . هانا بیکر در هر نوار در مورد هر شخص توضیح داده و گفته که چرا رفتار اونها باعث شده که هانا احساس پوچی کنه و در نهایت خودش رو بکشه . قصد ندارم فیلم رو نقد فنی کنم چون سوادش رو ندارم ولی حداقل می تونم در مورد فیلم حرف بزنم .

ما آدم ها زیادی درگیر زندگی های خصوصی خودمون شدیم . خیلی درگیر خودمون شدیم و شاید خیلی خودخواه هم شدیم. همین باعث میشه که خیلی چیزهای کوچیکی رو نبینیم. این روزها افسردگی یکی از مهمترین بیماری بشریته که حتی سازمان بهداشت جهانی در مورد آمار وحشتناک اون ابراز نگرانی و هشدار داده و نکات و مطالب زیادی رو منتشر کرده تا با این بیماری مبارزه بشه . از پوسترهای "بیا حرف بزنیم" تا کلی ویدیو و برنامه های مختلف. این روزها خیلی ها از این بیماری رنج می برند و افسردگی و عدم اعتماد بنفس و عدم توجه دیگران و حالات روحی بد انسان رو به خودکشی نزدیکتر میکنه . شخصی که مشکلات زیادی داره ولی افسردگی نداره احتمال خودکشی اش کمتر از شخصی است با مشکلات زیاد به علاوه افسردگی .

گاهی وقت ها اطرافیان ما سعی می کنند با ما ارتباط بگیرند ولی ما واقعا حواسمون نیست که داریم چه کار می کنیم . یادمون میره که کسی که افسردگی داره هرگز نمی آد و اون رو فریاد بزنه . کارهای کوچیک و خشونت در جاهای مختلف اجتماع و طرد شدگی حال آدم ها رو بدتر می کنه و اونها احساس تنهایی و بی کسی بیشتری رو شاهد میشن.مهم نیست اون آدم چه کارهایی می کنه. قضاوت کردن خیلی راحته . حتی برای بدترین انسان جهان خودکشی یک عمل بسیار دردناکه و هیچ کس لایق این نیست که به شرایطی برسه که به زندگیش پایان بده . همه آدم ها زیاد قوی نیستند . گاهی وقت ها حواسمون به این ها پرت میشه و کار خودمون رو می کنیم و این اتفاقات جمع میشن و جمع میشن تا در نهایت تبدیل به یک فاجعه و شنیدن خبر مرگ اونهم به علت خودکشی میشن .

خیلی ها نقد کردن که توی امریکا همش مهمونی و عرق و کثافت کاریست و منشا این مشکلات رو این مهمونی ها دیدن و این روابط پیچیده دوستی در صورتیکه ما در ایران خودمان هم همچین برنامه هایی نداریم ولی در دبیرستان ها خودکشی هم کم نداریم. بررسی کردن مساله عمیقی به خودکشی با نگاه های سطحی و عوامانه اصلا صحیح و کارشناسی نیست .

این فیلم ها ساخته میشن تا به ما بگن گاهی چیزی که حتی فکرش رو نمی کنیم داره اتفاق می افته و ما هرگز نمی بینیم و وقتی متوجه میشیم که دیگه خیلی دیر شده . گاهی نگفتن یه جمله٬ گاهی نزدن یک حرف٬ گاهی وقت نذاشتن٬ گاهی درک نکردن٬ گاهی ندیدن و گاهی برخی رفتارها باعث میشه که آدم های درگیر ناراحتی و افسردگی فشار تحمل کنند و ما بقی اطرافیان اون آدمها حتی نفهمن که حال اون آدم چه قدر می تونه وخیم باشه . چه قدر نیاز به کمک داره و چه قدر باید براش انرژی گذاشت .

دیدن این فیلم رو پیشنهاد می کنم برای همه آدما تا شاید یاد بگیرن که نذارن خیلی دیر بشه . و نتونن کاری که کردن رو جبران کنند . گاهی وقت ها پیوستن اتفاقات باعث به وجود اومدن رویداد های جدیدی میشن .باید جدی تر دوست داشته باشیم و جدی تر همدیگر رو ببینیم . سعی کنیم و سعی کنیم . در ظاهر شخصی که خودکشی کرده خودش مجرمه که خودش رو به قتل رسونده . ولی در این فیلم ما یاد میگیریم که چطور سیزده نفر دست به دست هم می دهند و این قتل رو فراهم می کنند .

قاتل خاموش نباشیم

 

* این پست نسخه صوتی نخواهد داشت . کیفیت تصویر به علت ایراد مرورگرافت کرده . اگر با فایرفاکس امتحان کنید شاید تصویر واضح تری را مشاهده کنید . موافق بودید همرسانی فراموش نشه.

مکعب

 

 

خب دوستان اگه بخواهم خیلی براتون کلاس بذارم می رسیم به باکس آفیس آخر ماه .. و معرفی فیلم .. هاهاها ... خب فیلمی که قولش رو داده بودم و واقعا عالیه این هست .. نام فیلم مکعب و ساخته ناتالی است که فیلمی بسیار جالب و نیز خشن است . در اینجا شما درون مکعب های گیر می افتیدو باید قواعدی رو بلد باشید تا بتوانید جان سالم به در ببرید .. یا باید همکاری کنید و ریاضی بلد باشید و یا به بد ترین نحو ممکن بمیرید .. این فیلم رو امروز به شما عزیزان پیشنهاد می کنم تا ببینید و همراه این تیم شوید .. توضیحات بیشتر باعث می شود که فیلم لو برود و از جذابیتش کاسته شود .. مکعب از نظر راز آلود بودنش خیلی سطح پایین است و در اصل معمایی بیننده را درگیر خودش نمی کند . ولی درگیری شدیدی با بیننده برقرار می کند به طوری که در صحنه ای از فیلم شاید کمی آدرنالین خونتان را کثیف کند .ولی در کل فیلم جالبی هست و به پیشنهاد دادنش می ارزد .. در اصل امروز دو پیشنهاد دارم . اولی دیدن این فیلم است . و دومی بحث و گفتگو راجع بهش در همین پست . با هم بنشینیم و نظر بدهیم راجع به فیلم . امیدوارم شما هم بپسندید این کار رو و به دوستانتان هم این فیلم رو پیشنهاد بدید تا برای اشتراک ایده ها و نظر ها به اینجا بیایند و با هم گپی داشته باشیم در رابطه با این فیلم ... و پیشنهاد سومی هم احساس می کنم در پاکت مانده . و آن هم این است که بعد از دید این فیلم .. فیلم ابرمکعب را ببینید .. کمی در اینترنت سرچ کنید می توانید پیدا کنید . پس مکعب (cube) و (hypercube) یا همان مکعب2 یا (cube2) رو سرچ کنید و دانلود و ببینید . به نظر من ارزشش رو داره که کمی از ترافیکتان را خرج کنید .. دوستانی که امکان دریافت ندارند اعلام بفرمایند در سرور شخصی آپلود کنم و لینک بدون فیل - تر بهشون بدم. صمنا سعی می کنم که فیلم را روز چهارشنبه پیشنهاد بدهم که در طول هفته نیفتد .... منتظر نظرات زیبای شما هم هستم ..

دوست ندارم الان از فیلم تحلیلی ارایه بدم ولی دوست دارم بعد از دیدن شما متن رو یک کم طولانی کنم .. و با شما عزیزان بحث کنم .پس فیلم را معرفی کنید و با هم به بحث بشینیم ..

لینک IMDb

لینک ویکی پدیا

لینک ویکی پدیا فارسی

سپاس

بین ستاره ای

بین ستاره ای
 
معمولا وقت های تفریح رو فیلم می بینم .. و این فیلم یکی از فیلم هایی بود که می توانم به شما عزیزان هم معرفی کنم . واقعا فیلم زیبا و جالبی بود . و به نظر من نمیشه ازش تعریفی کرد .. قالب وبلاگ تعویض شده و از عزیزانی که به من لطف داشتند تشکر می کنم . بخش هایی به سایت اضافه شده مانند معرفی فیلم که با این فیلم استارتش رو آغاز می کنیم و بزودی در منو قرار خواهد گرفت. دوست داشتید می توانید پیش نمایشی از این فیلم ببینید
 
ویدیو از روی وب حذف شده است
بین ستاره ای

INSIDE OUT

 

 

درون ذهن ما چه می گذرد . و چه طور مدیریت میشود .. شاید بخواهیم بنشینیم و علمی اش را بخوانیم خیلی کسل کننده خواهد شد . اما باز شرکت دیزنی و پیکسار که انیمیشن فوق العاده ای به نام آپ رو ساخته بودند حال با یک اثر فاخر در زمینه انیمیشن ظاهر شده و این اثر زیبا را مانند اثرهایی چون داستان اسباب بازی ها و آپ و شگفت انگیزان که در کارنامه درخشانشان هست را ساختند . ایده پردازی فوق العاده بوده و بهترین نوع ایده را در زمین توضیح اینکه واقعا درون ذهن ما چه می گذرد را به نمایش گذاشته. و به نظر من انیمیشنی هست که نظر منتقدین را نیز به خود جلب کرده و واقعا از نظر من دیدن سه باره اش هم ارزش دارد چه برسد به تنها یک بار .. من به حدی لذت بردم که دوبار پشت سر هم پخش کردم و نگاه کردم . من این اثر فوق العاده رو به شما عزیزان و خوانندگان وبلاگم پیشنهاد می کنم و دعوت می کنم این اثر فوق العاده را ببینید . واقعا انیمیشن فوق العاده جالبی بود که دیدم و نمی دانستم چنین ایده پردازی می توان کرد و چنین سناریویی را نوشت .. می توانید با سرچ در اینترنت این اثر را دانلود کرده و  ببینید.

+ می دانم دانلود این اثر ناقض قانون کپی رایت است اما وقتی به هیچ دلیلی نمی توان از سازندگان اثر حمایت کرد و فیلم آن را اورجینال خریداری کرد باید آن را دانلود کنیم. اگر قصد دیدن با زیرنویس را دارید دانلود کنید. اگر خیر دوبله برایتان بهتر است می توانید آن را خریداری کنید.

+ خدا نکنه بعضی ها پر و بال داشته باشن .. چه قدر گوشت تلخید شما اه! اعتماد به نفس رو(همون پروبال داشته های مغرور رو عرض کردم )!

مزرعه حیوانات

 

 

ادبیات سمبلیک که با نگاه طنز و هجور به میدان می آید . مزرعه حیوانات یکی از کتاب های واقعا عالی بوده که مطالعه کرده ام . هیچ کتابی نیست که با زبانی به این سادگی بتواند فاشیست و کمونیست را نقد کند! قلم فوق العاده از یک طنز تلخ که یک انقلابی میان حیوانات بر علیه انسان اتفاق می افتد که خود سمبل انقلاب های کارگری بر علیه کاپیتالیسم است . در این داستان که خوک ها نماد رهبری این انقلاب را بر عهده می گیرند صاحب مزرعه را از مزرعه بیرون و حکومت مزرعه را به دست می گیرند . کاملا معلوم است که تیر نقد کتاب به سمت شوروی نشانه گرفته و شلیک شده است . خوک هایی که نماد رهبرانی چون لنین و استالین اند . تنها قسمت داستان که من رو مجذوب خودش کرد تربیت توله سگ هایی بودند که بعد ها خود تبدیل به عوامل خوک ها برای سرکوب هر نوع اعتراضی شدند . بسیار زیبا و عالی یک انقلاب را به نقد کشیده و آن را بیان کرده است .

و جمله همه حیوانات با هم برابرند که بعد از گذر زمان به این جمله تحریف می شود که همه حیوانات با هم برابرند اما بعضی برابر ترند! که امروز تبدیل به یک ضرب المثل شده . اصول انقلابی که با گذر زمان حذف شده یا تحریف شده و حیواناتی که به راحتی گول می خورند و باکستری که نماد قشر کارگر است که تنها بیشتر کار می کند و در نهایت به جای بازنشستگی به خریداران اسب های پیر فروخته می شود تا گوشتش خوراک سگ شود.

به نظر من جزو کتابهایی است که باید قبل از مرگ آن را خواند . کتاب ۱۹۸۴ از همین نویسنده نیز به نوعی نقد را به همین سیستم داشته اما دیگر از طنز استفاده نشده است . حتما پیشنهادش می کنم که این کتاب رو مطالعه کنین . 



راستی این رو هم بگم که اینجا به جز آدرس خودش از آدرس زیر هم در دسترسه :
blog.hatefix.ir
لینک‌های مفید و دوستان
تبلیغات
کریتیو کامنز و حق نشر
Creative Commons License
Designed By Erfan Powered by Bayan