هکر یا رپر

متاسفانه هر کسی که فکر می کنه پشت لبش سبز شده و بزرگ شده دلش می خواد انتقام بگیره و حق نداشته اش رو از حلقوم بقیه بکشه بیرون ! یا هکر میشه یا رپر!

البته منظورم اصلا به هکر ها و رپرهای حرفه ای و خوب نیست که پشت کارشون فکر هست و هکرهایی که به درد امنیت ما می خورن . ولی چهار تا جوجه تازه به دوران رسیده عقده ای که فکر می کنن خبریه یه لوپ میذارن و شروع می کنن چرتو پرت خوندن . عموما هم لوپ های حرفه ای رو نمی رن بخرن حداقل . میرن لوپ هایی که توسط رپ فا مپ فا فری موزیک فری بیت و اینا که اکثرا از آهنگ های مختلف خیلی بی کیفیت دزدیده شده یا فایل سمپل نرم افزارهای آهنگ سازی هست رو به اسم بیت رپ با قیمت 50 هزار تومن می فروشند و این به اصطلاح هنرمند ما نمی دونه چطور ممکنه یک موزیکی 50 هزار تومن باشه در حالی که حداقل دستمزد برای تنظیم هر آهنگ 500 هزار تومان هست! چرت و پرت هر چی به دهنش می آد می خونه و بعد چهار تا فحش ناموس هم به امینم و هیچکس و.. میده و چهارتا چاقال ماقال میگه و شد رپ :|

هکر هم میره از سایت های کرکر این کار رو انجام میده متاسفانه . میره یک نرم افزار هایی رو میدزده و متاسفانه امنیت سایت هایی مثل بلاگفا هم خیلی پایین هست و راحت کرک میشن. مردم هم پسورد هاشون رو خیلی ساده انتخاب می کنن. کرک میشن و بعد می بینیم از هر بیست تا وبلاگ 13 تاش هک شده توسط گروه .. . همشون هم آی دی های خوف و اسکلت یاهو دارن .

عقده هاشون رو می خوان توی این دو تا کار خالی کنند . انگار که چه خبره مثلا . ولی نمی فهمه هکری که از علمش برای رعب و وحشت بقیه و نفوذ به حریم اونها استفاده می کنه حرام زاده ای بیش نیست . حرامزاده حیفه که به این افراد داده میشه. اینکه وارد یاهو کسی بشی و تصاویر خصوصیش رو منتشر کنی که بعدش چه؟ حتی آشغال هم نیستی!

اگر علاقه مند به هک هستی هکر کلاه سفید باش. به درد بخور . امنیت مردم رو ببر بالا . تو که هکر کلاه سیاه حرفه ای که نمیشی بری اف بی آی هک کنی و کارهای بزرگ کنی . تو ته ته ته ات میشه کرکر یاهو که عکس های خصوصی ملت رو پخش کنی . انقدر حقیر.

یا اگر علاقه مند به رپ هستی و این نوع موسیقی رو دوست داری و دوست داری هنرمند بشی برو کلاس و از راه درستش وارد این قضیه شو.

جوان محترم لطفا یه کم فکر کن و بشین سرجات و زندگی عادی تو بکن . سر خودتو به باد نده !

هکرهایی که فکر می کردن با کرک کردن یاهو خیلی خیلی بزرگ ان و دست هیچ کس بهشون نمیرسه الان دارن التماس شاکی رو می کنن که شلاق نخورن! فکر کن!

  • يكشنبه ۲۹ مرداد ۹۱

المپیک 2012

کاچی بهتر از هیچی است . المپیک لندن هم تمام شد . حوصله نگاه کردن به مسابقات رو نداشتم ولی قسمت خوب ماجرا این بود که حداقل کشور ما توی بیست تای اول بود! یعنی ما توی بیست کشور اول جهان بودیم و همین هم خیلی خوبه . نه که اعتماد به نفس من در این زمینه پایین باشه ولی فکر نمی کردم حتی ما در حد 50 کشور جهان هم باشیم و حدودا رتبه 60 این طور ها توی ذهنم بود و خب خیلی عالیست که به هر حال چنین رتبه ای ما کسب کردیم .

اما چرا ما جزو اولین ها نیستیم . آمریکا مثل همیشه اوله . برای من چیزی که خیلی جالب بود مایکل فلیپس بود که همیشه قهرمانانه طلا می گیره. طلای مایکل فلیپس از تعداد طلای کل المپیک های بعضی از کشور ها بیشتره! شاید اون ها زیاد به ورزش و میادین بین المللی اهمیت می دهند و تلاش می کنند و ایضا سرمایه گذاری می کنند ولی وضعیت ورزش کشور ما کلی ورزشکار بی امکانات و دیگر مسایل به همراه مدیران شکم گنده بنز سوار ورزشی و در نهایت می بینیم که توی بیستای اول هستیم نه در 5 تای اول .

امیدوارم المپیک بعدی شرایط بهتر باشه. مدال های بیشتری بیاریم و نفر اول باشیم

  • چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۱

اسم فامیل

یه زمانی شما یادتون نمیاد جمع می شدیم اسم فامیل بازی می کردیم . هر کسی یه کاغذی برمیداشتیم و می گفتن از "الف" . می نوشتیم ..

اسم : اکبر

فامیل : اکبری

غذا: اکبر پلو

شهر: اکبرآباد

کشور: اکبرستان

میوه : اکبرونه

شغل : اکبرساز

گل : اکبرال

اشیا : اکبر پلاستیکی

ماشین : اکبروزین !

بعد هیچ کس با این اسامی مشکل نداشت . فقط می گفتن اکبرستان نداریم که . کشوری به اسم اکبرستان وجود خارجی نداره. یعنی با هیچ کدوم از این کلمات مشکل نداشتن ها ! فقط اکبرستانه اذیت می کرد . ما هم برای قانع کردنشون می گفتیم بابا چرا اکبرستان نداریم . داریم.!

اکبرستان توی قاره اکبریا هست و پایتخت اش هم اکبریو عه! تازه با ایران هم بازی فوتبال داشت سه هیچ باخت!

بعد کسانی که ننوشته بودن هم امتیازشون گرفته می شد !

و ملت قانع و بیست امتیاز نصیبمون می شد! یادش بخیر ...

  • شنبه ۱۴ مرداد ۹۱

گس

یک هفته است کنکور دادم . یه چیزایی درونم عوض شده . فکرهام عوض شده . دیگه زندگی رو جور دیگه ای حس می کنم . چیزهای جدیدی رو می بینم و شرایط عجیبی برای من به وجود می آره .

اینکه حس می کنم وقتشه و من دیگه توی این خونه اضافی هستم . اصلا منظور این نیست که کسی دوستم نداره . وقتی که هجده سالت که پر شد یه چیزی مثل خوره وارد جونت میشه و از درون شروع می کنه سوهان کشیدن وجودت رو . که وقتشه . این جایی که توشی دیگه خونه تو نیست. غذایی که می خوری دیگه نون تو نیست و وقتشه که زودتر بزنی بیرون . دیگه همه وظیفه ندارن نونت رو بدن . پدر برات شبیه به دوستی میشه که خیلی دوستش داری و باهاش تعارف داری و اون داره هر روز صبحانه و ناهار و شام مهمونت می کنه و جای خواب می ده و تو از رودربایستی نمی دونی حتی چکار کنی .

بعد هم برخی از پدرها هستند که اینطوری اند . وقتی که تولد 18 سالگیت شد میان و ساعت 11 و 57 دقیقه شب بهت میگن پسرم . تو 18 تا پاییز،18 تا زمستون،18تا بهار و 18 تا تابستون رو دیدی. همه شون شبیه هم هستند و قرار نیست اتفاق خاصی بیفته. بقیش هم همینه. فقط خواستم بگم که از ساعت 12 امشب به بعد حضور شما حساب میشه در این خونه به عنوان مستاجر. اجاره رو ماهانه تو کارتم اگر می ریزی شماره کارت بدم و اگر دستی می دی که در خدمتت هستم. برای من فرقی نداره :| . دسته ای دیگر هم نمیگن ولی توی سکوتشون همچین چیزی هست .

احساساتی که درون من شروع شدن و یکیش هم همینه ... دقیقا همین .. که حس کنی که دیگه وقتشه خودت خونه بشی .. حرفها برات معنی دیگه ای می ده .. این فشار زیادی که یک روزی یک نابغه به کجا رفت . وقتی که همه می پرسن کنکورت را چطور داده ای و نمی دانی حتی چه جوابی بدی . سختی یعنی همین که همون آدما دقیقا منتظر این هستن که نتایج بیاد و در بهترین حالت  بگن از پسر من عقب تره پس خاک بر سرش! یا نهایت جلو تره و خاک بر سرت پسرم (پسر خودشون) . و همین مقایسه های احمقانه .. گرچه من می دونم الان که گزینه دومه رخ نمی ده و من بیشتر شبیه یک درس عبرت هستم تا چوب پز دادن ها .

 اصلا چرا ما نسل جدید در ایران یا باید درس عبرت بشیم یا چماق که تو سر بقیه بخوریم . چه اشکالی داره یکی راننده تاکسی بشه. یکی به جای درس بره بازار. هر کسی زندگی خودش رو داشته باشه و راه خودش رو بره . مگر شرایط من نوعی با یک هم سن نوعی من یکیه و این چه حرکت زشتی عه که پدرمادر ها اولا چشم هم چشمی پسرشون رو دارن که بگن پسر من نابغه است. دوست عزیز پسر شما که جهش ژنتیکی نکرده! خودت در بازکن یک هتلی هستی یا بیکاری و تحصیلاتت سیکله. قرار نیست جهش ژنتیکی رخ بده . هر کسی قدر تلاشش و ایضا راهی که خودش توی ذهنش تصور داره رشد می کنه و جلو میره. یکی توی درس جلوعه توی مثلا برنامه نویسی عقبه یا توی موسیقی یا توی ورزش مثلا عقبه و یکی توی درس عقبه و توی یک چیز دیگری جلوعه. پسر شما شیمی بیست میگیره ولی اگر جو دو تا خر رو بهش بدی نمی تونه تقسیم کنه به جاش یکی فیزیک میگیره 4 ولی بهش دو تا گونی جو بدی اولا اون دو تا گونی رو می کنه چهارتا و اون دو تا خر رو می کنه شش تا خر و اصلا در مدت یک سال کارخونه خرسازی می زنه! ولی خب ... تو این فیلد هم باز چشم در هم چشمی هست دیگه و کاریش هم نمیشه کرد.

بر میگرده به فرهنگ ما .. نسل ما یا باید یا چماق باشن بخورن تو سر بقیه یا باید سر باشن که چماقا بخوره بهشون . با این شرایط متاسفانه من سره شدم نه چماقه . گرچه چماق هم بودم باز از این شرایط خوشم نمی اومد .

کرخ افتادم یه گوشه و دارم توی وب می چرخم ...

  • پنجشنبه ۵ مرداد ۹۱
برای مشاهده وبلاگ شخصی من : hatefblog.ir
پیشنهاد‌های هاتف
Designed By Erfan Powered by Bayan